Google+

» سخنان مهم استاد نظافت درباره شاخصه هاي اصلح و انتخاب ديني کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
مقاله ۱۲۳: توجيه حماقت، تضعيف خيانت و تکميل کردن رسالت است
hanyhashemi:

بسم الله الرحمن الرحیم باسلام خدا قوت خدا رحمت کند استادصفایی را. ایده ها به فکر همه میرسد مهم این است که چه کسی ان هارا عملی کند


مقاله ۱۱۸: تفکر خلاق با تغییر رفتار
hanyhashemi:

بسم اله الرحمن الرحیم سلام خدا قوت به همگی برای بدست آوردن چیزی که تا حالانداشتی باید کسی باشی که تا حالا نبودی


مقاله ۱۱۰: عادت شتاب‌زدگی در تفکر
hanyhashemi در پاسخ به دشتی جوان:

سلام امیدوارم جواب سئوالتون رو پیدا کرده باشین


مقاله ۹۴: چند تمرين ساده براي کسب مهارت تفکر واگرا
hanyhashemi:

سلام علیکم تمام دست اندرکاران سایت عالی هستین مطالب خیلی مفیدو کاربردی هستن خدا خیرتون بده والسلام علیکم


مقالۀ 81: نگاه جامع و تفکر کل‌نگر
hanyhashemi در پاسخ به مهدیان حسن:

سلام علیکم احسنت سخن به جایی بود.


مقالۀ 4: به‌دنبال بیست پیام مهم
hanyhashemi:

بسم الله الرحمن الرحیم از زحماتتان سپاس گذارم


افسوس‌های تکراری...
hanyhashemi در پاسخ به dastkhat:

یعنی شما برای بهشت کاری انجام میدین؟


جلیل معماریانی: چمران اسطورهٔ آزادی از اسارت‌های دنیا بود
hanyhashemi:

بسم الله الرحمن الرحیم سلام وقتتون بخیرو نیکی من منظورتان را ازمتل شهدا بودن جایگاهی ندارد متوجه نمیشم لطفا بیشتر توضیح بدین ممنون سعادت مند باشید


مقالۀ 1: چرا و چگونه فکر کنیم؟
paeiz:

سلام استاد امروز 97/9/5 من تازه اولین مقاله تفکر رو که نگارش در تاریخ چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰، ساعت ۹:۴۳ شده رو خوندم. هفت سالی عقبم ولی ان شاءالله خودمو میرسونم...به لطف و کمک حضرت صاحب الزمان (عج)


فنون امتحان دادن و روش های مقابله با استرس
Zahranc:

روزه فکری ۱۰ روزه ؛ یعنی اینکه تو این ۱۰روز هیچ فکر منفی نباید بکنیم یا در ساعات مشخصی (از اذان صبح تا شب) فکر منفی نکنیم؟؟؟


archive

سخنان مهم استاد نظافت درباره شاخصه هاي اصلح و انتخاب ديني

نگارش در تاریخ پنج شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۰، ساعت ۶:۱۲ ؛ بازدید: ۱,۳۹۸ بار
دسته: بارگذاری

بسم الله الرحمن الرحيم
وجود مقدس نبی اکرم فرموده اند اگر کسی شبی را به صبح بیاورد و دغدغه امور مسلمانان را نداشته باشد مسلمان نیست. الفبای اولیه اسلام و مسلمانی این است که انسان بی توجه و بی دغدغه نسبت به مصالح عالیه اسلام و مسلمین نباشد. یکی از راه هایش هم توجه به امر مهم انتخابات و احساس تکلیف کردن است. اینکه هرکدام ما سهم داشته باشیم در مشارکت حداکثری و انتخاب اصلح.
بعضی ها می گویند به امام زمان رای می دهیم یا سفید رای می دهیم. این گونه نباید باشد. انتخاب اصلح یک امر نسبی است. ما از بین افراد موجود اصلح را در نظر می گیریم. ما در رویاهایمان دنبال اصلح نیستیم. اگر اصلح واقعی بخواهیم که کسی نیست. ما بایستی به آرمان هاو قله ها توجه داشته باشیم و بر اساس مقتضیاتی وافرادی که داریم نزدیک ترین افراد را به این شرایط انتخاب کنیم.

شرط اول، بندگي
از جمله ویژگی های فرد اصلح افکار و روحیات اوست. نامه ای که امیر يالمومنین به فرماندارانش می نویسد با نامه ای که به دیگران می نویسد متفاوت است. شروع این نامه ها خیلی درس آموز است. یک جمله مشترک در همه ی نامه ها ست و آن شروع نامه هاست. مِن عبدالله علیّ امیر المومنین، این نامه ای بنده ی خدا علی است که امیر المومنین است.
این عبارت نکته دارد که چرا حضرت کلمه عبدالله را در معرفی خودش مقدم می داند. قبل ازاینکه اسم خودش علی را بیاورد و بگوید امارت و مسئولیت امیر المومنینی جامعه را دارد می گوید من بنده ی خدا هستم. یعنی همه چیز را در قالب بندگی می بیند. اگر کسی وارد عرصه انتخابات می شود باید براین اساس باشد که می خواهد ایفای نقش بندگی اش را بکند. اگر مومنی می خواهد وارد عرصه تجارت بوشد باید بر اساس بندگی باشد. اگر کسی ازدواج می کند باید براساس بندگی باشد. بندگی جلوه هایی دارد. یکی از این جلوه ها ورود به عرصه ی انتخابات است. یکی دیگر از این جلوه ها ورود به عرصه مسائل مالی و اقتصادی است. یکی دیگر از جلوه ها ازدواج است. یکی از جلوه ها عبادت و نماز اول وقت است. بندگی جلوه های گوناگونی دارد. اگر ما ما احراز کردیم فردی بر این اساس وارد این عرصه شده است، این فرد یکی از معیارهای اصلح را دارد.
نکته دوم اگر انسان بر اساس عبودیت و بندگی حرکت کرد قاعدتا حرکت او در چارچوب دینی و شریعت است. کاندیدای اصلح کسی است که در چارچوب امر و نهی حرکت می کند و خودش را آزاد نمی بیند. از هر روش برای پیروزی انتخاباتي استفاده نمی کند. از هر روشی برای توجه افکار عمومی و اقبال مردم استفاده نمی کند.
امیر المومنین یکی از تفاوت هایی که بین خودش ومعاویه ذکر می کند همین است. امیر المومنین می فرمایند وفاداری همزاد با صداقت است. یعنی من صداقت در بندگی و کاری که می خواهم بکنم دارم. با وفا هستم واهل خیانت نیستم. بعد فرمود ما در روزگاری قرار گرفته ایم که اکثر مردم خیانت کاری و پیمان شکنی را زیرکی می دانند و نادانان هم، کسانی اهل جهل اند، این چنین افراد را که پیمان شکن و خیانت کارند، زیرک می دانند. می گویند خیلی خوب بلد است که چی کار کند. حسن الحیله دارد. راه چاره را بلد است. آن موقع حضرت می گوید من یک مانعی دارم. آن مانع امر خداست. مانع من نهی خداست. من می خواهم در چارچوب امر خدا حرکت کنم. از هر راهی انسان نمی تواند به هدف مقدس و خوب برسد. هدف حق راهش هم باید حق باشد. این را باید توجه کرد. آنهایی که به خاطر خدا و اعلاي کلمه ی حق و ترویج ارزش ها و دفاع از حق وارد عرصه انتخابات می شوند دینشان را فدای این امر نمی کنند.

کسی كه نفهمد فسق و فجور چیست، ناخواسته واردش می شود
کاندیدای اصلح کسی است که رنج می برد از فساد موجود، از بی عدالتی. به دنبال اصلاح امور است اما اصلاح امور شرط دارد. شرطش این است که انسان نخواهد خودش را فاسد و خراب کند. کاندیدای اصلح قبل از آنکه به فکر بهشت دیگران باشد به فکر بهشت خودش است. قبل از آنکه به فکر سعادت دیگران باشد به فکر سعادت خودش است.
امیر المومنین در جایی می فرمایند: لا ارید اصلاحکم بافساد نفسی. منِ علی می خواهم شما را مداوا کنم، کجی شما را اصلاح کنم. مشکلات شما را حل کنم. اما نمی خواهم به قیمت فاسد کرد خودم شما را اصلاح کنم.
این که می گوییم در چارچوب بندگی حرکت کند این ها علامتش است. این که سعادت و بهشت خودش را به هیچ نمی فروشد. کاندیدای اصلح عرصه رقابت انتخاباتي را عرصه رقابت برای رفتن به بهشت می داند. آن هایی که نمی فهمند همین آدم ها را سرزنش می کنند. همچنان که امیر المومنین را سرزنش می کردند.
لذا امیر المومنین می فرمود معاویه از من زرنگ تر و سیاست مدار تر نیست. معاویه اهل فسق و فجور است و از هر ابزاری برای رسیدن به هدفش استفاده می کند. فرمود: اگر خیانت و پیمان شکنی مکروه و بد نبود من از همه زرنگتر و سیاست مدارتر بودم. بنابراين کاندیدای اصلح آدم ابلهی نیست که نفهمد خلاف چیست. فسق و فجور چیست. باید بهتر از هر کسی بفهمد چی هست و سراغش نرود.
اصولا اگر کسی نفهمد فسق و فجور چیست، ناخواسته واردش می شود. معنایش این نیست که این ها را بلد نیست. می داند که فسق و فجور چیست. اصلا خداوند الهام کرده است؛ به اندازه ای که آدم ها تقوا می دانند فجور هم می دانند. «الهمها فجورها و تقواها». نمی شود که آدم فسق و فجور را نداند و بخواهد از آن ها پرهیز هم بکند. امیر المومنین هم می گوید من بلد هستم. اما هر آدم پیمان شکنی فاجر است و هر فاجری کافر است.

بنده خدا، بنده رأي مردم نمي شود
اگر کسی بنده ی خدا باشد، یعنی به سهم خودش و به اندازه خودش از غیر خدا آزاد باشد. وقتی می گوییم بنده ی خدا یعنی کسی که حر است. اسیر پول نیست. اسیر میز نیست. اسیر حرف های مردم نیست. می خواهد از خدا خط بگیرد. می خواهد محرکش خدا باشد. اگر این چنین باشد دیگر تحت تاثیر حرف های مردم نیست.
شاید شما برخورد کرده باشید با سیاست مدارانی که در جمع های مختلف حرف های متفاوت می زنند. یعنی تحت تاثیر جمع ها و مطابق میل دیگران حرف می زنند. کاندیدای اصلح کسی است که حاضر نیست خودش را برای رای مردم بفروشد. یعنی قبل آن که به رضایت و میل مردم توجه کند به رضایت خدا توجه می کند. یکی از مشکلات خیلی از کاندیداها همین است که وقتی نماینده می شوند به فکر این هستند که در دوره های بعد هم انتخاب شوند. این مصیبتی است. باید دندان طمع انتخاب دوره ی بعد را کند.
طرف اگر بخواهد یک جوری حرکت کند که دفعه بعد هم رای بیاورد، این حر نیست. این اسیر است. چنين كسي طبیعتاً می افتد در زد و بند. در رای دادن به وزرا در زد و بند می افتد. در توجه به خواسته های ناحق مردم باز هم در زد وبند می افتد. امیر المومنین به مالک اشتر می گوید: ولیکن احبّ الامور الیک اوسطها فی الحقّ و اعمّها فی العدل و اجمعها لرضی الرّعیه. سه شاخص برای تصمیم گیری باید باشد. آن چیزی که برای تو از همه محبوب تر باشد که به حق نزدیک تر باشد، عدالت بیشتری را شامل می شود و موجب فراگیری عدالت می شود. و سوم به رضایت مردم توجه کند. اما تا کجا به رضایت مردم توجه کند؟ تا جایی که به حق لطمه نزد.
این چنین نیست که بگوید من وکیل مردم هستم. هرچه مردم بگویند من مطیع هستم. نه؛ یک جاهایی در برابر حرف مردم هم می ایستد. از هر حرفی دفاع نمی کند. اسیر هیچی نباشد حتی رای دهندگانش. یعنی رضایت مردم را بخواهد به شرطی که به بندگی و حق لطمه نزند. کار خیلی سخت می شود. ممکن است کاندیدای اصلح یک وقت در جریان این که آیا این امکان برای شهر خودش باشد یا آن شهر، بگوید برای آن شهر باشد، آنها نیازمند ترند. بعد مردمی که اورا انتخاب کرده اند و به او رای داده اند دفعه دیگر به او رای ندهند. بگویند او برای شهر دیگر اولویت قائل شد.
یکی از مشکلات ما همین در زد بند قرار گرفتن است. یعنی برای آنکه حرف و پاسخی داشته باشد برای انتخاب كنندگانش که بگوید من برای شما این کارها را کردم، باید باجی بدهد به یک وزیری، یک جایی کوتاه بیاید. خوب هیچی، به همدیگر باج می دهند.

اصلح، در مبارزه اي مستمر قرار دارد
کاندیدای اصلح کسی است که عرصه انتخابات را یک میدان مبارزه بداند و از حالا به فکر مبارزه در راه خدا نیفتاده باشد. سابقه اش هم این طوری باشد. زندگی را عرصه مبارزه بداند. همه ی زندگی اش همه ی لحظه های زندگی اش مبارزه باشد. اين سبب می شود که نجات پیدا کند. اگر نتوانست دیگران را نجات دهد خودش را حداقل نجات مي دهد.
خدای متعال در قرآن وعده داده است. «الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» کسانی که اهل مبارزه هستند راه را به ایشان نشان می دهیم. یکی از چیزهایی که به خلاقیت افراد کمک می کند همین مجاهده است. مجاهده ی با قلب، با زبان، با عمل. وقتی انسان دغدغه دارد، خدا به او راه را نشان می دهد. همان طور که امیر المومنین می گوید من از مالک می خواهم علی را یاری کند با قلبش و با زبانش و با دستش. با قلب یاری کردن یعنی چی؟ معنایش می شود این که مجاهده ی قلبی داریم. دغدغه داریم. شهید بهشتی گفته بود تداوم انقلاب دو چیز می خواهد خون دادن و خون دل خوردن. وقتی انسان دغدغه داشته باشد ممکن است حتي خواب یک طرح را ببیند. به ذهنش می رسد. مدام فکر می کند.
اگر کسی عرصه ی انتخابات را برای ایفای بندگی خودش بداند، عدالت را برای خودش و نزدیکانش می خواهد. یعنی حاضر است عدالت علیه خودش هم اجرا شود. این خیلی مهم است که نتفر از ظلم داشته باشد، نخواهد بدهکار خلق باشد. نخواهد دینش رافدای دنیای دیگران کند. وقتی به کاندیدایی که رای می آورند تبریک می گویند، می دانید یعنی چی؟ یعنی ذهنیت جامعه خیلی خراب است. یعنی خيلي ها فکر می کنند به طعمه ای دست پیدا کرده است. یعنی خوش به حالت. هوای ما را هم داشته باش. این نگرش را ندارند که باری بر روی دوشش آمده است.
چقدر سخت است که انسان هوای نفس خودش و منافع مادی خودش و اطرافیانش را نداشته باشد. بلکه عدالت را برای همه بخواهد. امیر المومنین می فرمایند به خداقسم اگر شب تا صبح من را روی خارها قرار دهند و در چنین وضع سختی دست و پای مرا با غل و زنجیر ببندند، این برای من خیلی شيرین تر و محبوب تر از این است که روز قیامت خدا و رسول را ملاقات کنم در حالی که به بنده ای از بندگان خدا ظلم کرده ام.
امیر المومنین براي اين كه نشان دهد عدالتخواه واقعي است، مثالی می زنند. آخر بعضی ها عدالت خواهی شان مال وقتی است که به خودشان ظلم شده است. چون به خودش ظلم شده است، فریاد عدالت سر می دهد. بعد که خودش سواره شد دیگر یادش نمی آید. اگر کسی به خودش ظلم نشده باشد اما بی عدالتی را كه می بیند رنج ببرد و از عدالت طرفداری کند این ارزشمند است.
برادر امیر المومنین عقیل عیال وار و فقیر بود. خود امیر المومنین شهادت می دهد که فقیر بود. صورت خودش و فرزندانش سیاه شده بود از فقر. امیر المومنین انسان لطیف و عاطفی است. امیر المومنین می گوید عقیل آمد و از من یک ساع از گندمِ شما مردم را خواست. سهمیه اضافی می خواست. حضرت به او گوش دادند. گوش دادن به درد دل فقیر که کار خوبی است. فرمودند دوباره، سه باره می آمد و من گوش می دادم. او فکر می کرد چون حرفش را گوش می دهم می خواهم دینم رابرای او بفروشم. آهنی داغ کردم و نزدیکش بردم. دادش بلند شد. گفتم تو از آهنی که انسان به شوخی داغ کرده می نالی، من از آتشی که به خاطر غضب خدای متعال شعله ور می شود ننالم؟ یعنی امیر المومنین در راه عدالت اسیر عاطفه اش نیست. یقیناً رنج می برد از اینکه برادرش فقیر است. ولی فقر و گرفتاریی های دیگر هم هست. در ادامه، حضرت مي فرمايند شگفت تر از این، شبی است که در خانه ی مرا زدند و برای ما یک حلوايی آوردند.

هديه به مسئولان، رشوه است
اگر به مسئولی هدیه ای می دهند این رشوه است. پیشنهاد سفر خارجی همراه یک وزیر خودش رشوه است. الان گاهی سلام و لبخند رشوه است. قول دادن که این کار را برایت انجام می دهم رشوه است.
خدانگه دار رهبری باشد. ایشان آخر دوره ریاست جمهوری شان حتي مجموعه هدایای رسمی را که در هشت سال به ایشان داده بودند به موزه آستان قدس دادند و شد موزه. یعنی اینکه این ها مال من نیست، اگر مسئول نبودم که به من این ها را نمی دادند.
وقتی نیمه شب به قاضی و حاکم هدیه می دهند معنا دارد. طرف توقع دارد. اجرای عدالت لوازمی دارد؛ این که بدهکار و وام دار کسی نباشد. رو در بایستی با کسی نداشته باشد. یک آقایی از نامزدها را دیدم و گفتم قول می دهی که رفتی مجلس زندگی ات تغییر نکند؟ حتی بدتر هم بشود؟
این شاخصه را خود امیر المومنین فرمود. وقتی در شهر بصره رفتند به دیدن يكي از يارانشان. ایشان دیدند خانه اش خیلی وسیع است به او گفتند این خانه ی وسیع را می خواهی چه کار کنی؟ تو این خانه را برا ی آخرتت بیشتر نیاز داری. بعد گفت البته اگر کسی بخواهد با خانه ی وسیع هم می تواند به آخرت برسد. مهمان داری کند، فقرا را بیاورد، حقوق الاهي را بدهد. آن شخص كه داشتن امكانات افراطي بود، برادری داشت كه تفریطی بود. گفت یا علی شکایت می کنم به تو از برادرم. یک عبا پوشیده و ترک دنیا کرده. یعنی از امکانات استفاده نمی کند و دنبال عبادت و عزلت است. حضرت گفتند بگویید بیاید. علی به او گفت : ای دشمن کوچک نفس (چون دشمنی با نفس خوب است اما او روشش را بلد نبود، امام اين گونه تحقیرش کردند) به زن و بچه ات رحم نمی کنی؟ این کارهای برای چیست؟ آن شخص جواب داد: خودت چه يا علی؟ این غذایی که شما می خوری، غذایی است که از گلوی هیچ کس پایین نمی رود. لباس شما خشن است. امام گفت: وای برتو. من که مثل تو نیستم. خدا بر پیشوایان عادل واجب کرده است که بر خودشان تنگ و سخت بگیرند و مطابق با ضعفای مردم باشند. یعنی باید سطح مصرفشان را پایین بیاورند. حالا که طرف نماینده می شود زن و بچه اش باید بدانند بنا نیست وضعشان بهتر شود. به اندازه توانشان باید وضعشان بدتر شود.
در عمل یک نماینده اگر نداند بر مردم چه می گذرد نمی تواند از حقوق فقرا و مستضعفین دفاع کند. منی که سواره ام نمی دانم پیاده چه مشکلی دارد. در عمل باید بچشد. ولی اگر خودش بهترین امکانات را دارد با این توجیه که می خواهد خدمت کند، اگر هم بخواهد خدمت کند، چون درکی از گرفتاری ها ندارد، ناخواسته نمی تواند. اگر بخواهد هم نمی تواند. این که مسیر انقلاب در یک برهه هايي به چالش و نوسان افتاد به خاطر همین توجیه ها بود. شاید نیت های خیری داشتند اما مصون نبودند از القائات شیطانی. یعنی به جامعه احاطه نداشتند که این تصمیم ها چه آسیب هایی را ایجاد می کند.
امیر المومنین به عثمان بن حنیف فرمود دلم را خوش کنم كه اسمم شده مسئول و همین عنوان شیرین باشد؟ ولي عملاً شریک مشکلات و روزگار این فقرا نباشم. من در عمل باید شریک این فقرا باشم. البته معصوم توانش بالاست. برای همین من گفتم به اندازه و توانش مصرفش را بیاورد پایین و با فقرا همدردی کند، نه مثل امیر المومنین. چون امیر المومنین در اوجی قرار دارد که کسی نمی تواند به او برسد.
حالا شما ببینید متاسفانه چقدر رشوه در جامعه است. مسئولیت دارند، مدیرکل هستند و هدایایی می گیرند.

اصلح، تابع رهبري است نه سربارش
یکی از معيارها این است که آیا اطاعت از رهبری دارد یا نه. پرچمدار را باید تقویت کرد. پرچم دست هرکسی هست باید بیشتر از هرکسی عزت داشته باشد. بیشتراز هرکسی باید حرمت داشته باشد. بیشتر از هرکسی باید آبرویش حفظ شود. بیشتر از هرکسی باید نگاه واشاره اش نافذ و گره گشا باشد. بار خیلی سنگینی است. درد دل های امیر المومنین را نگاه کنید. مي گويد معاویه امام باطل و خدا را معصیت می کند است اما از او اطاعت می کنند. من خدا را اطاعت می کنم و شما از من نافرمانی می کنید.
خیلی مهم است اطاعت از رهبری. وقتی می گوییم اطاعت از رهبری، نه چاپلوسانه، نه متملقانه، نه شعاری. نه برای رای جمع کردن. واقع بايد اطاعت كند. نه این که همه ی هزینه ها را به دوش رهبری بیندازند. آخر عده ای همیشه می گویند آقا گفته آقا گفته. که خرابکاری هایشان را آقا جواب بدهد. این خیلی غلط است. هرکس بار کار خودش را بايد خودش بر دوش بکشد. اگر جایی هم فهمید فكرش با فکر رهبری و آن کسی که پرچم دستش است و احاطه بيشتري دارد، تعارض پیدا کرده است، نظر او را مقدم کند. اطاعت از رهبری معنایش این نیست که مشاوره ندهد، نامه ندهد و نظرش را مطرح نکند. نظرش را مطرح کند ولی نظرش را طوری مطرح نکند که رهبری تضعیف شود و دشمن سوء استفاده کند. بوی مخالفت نبايد بیاید. اين خیلی لطیف و ظریف است و دقت می خواهد.

اصلح و مبارزه با اسراف و تبذير
کاندیدای اصلح کسی است که نمی خواهد به هر قیمتی پیروز شود. اگر هدف خدمت است از هر راهی استفاده نمی کند. امیر المومنین در خطبه 126 نهج البلاغه می گوید: آیا به من امر می کنید که من به دنبال پیروزی باشم به وسیله ستم و ظلم کردن؟ بریز و بپاش کردن، هرکمکی را قبول کردن، … اين ها نبايد باشد. هرکس که دارد اسراف می کند به هر بهانه ای، اسراف حرام است. یکی از نکات مهم همین است که آیا اين نامزد نسبت به پول بیت المال حساس هست یا نه. متاسفانه حساسیت کم است. خیلی راحت خرج می کنند. امیر المومنین می فرمایند پول اگر مال خودم بود عدالت را رعایت می کردم. حالا که مال بیت المال است.
کاندیدای اصلح کسی است که می خواهد امر به معروف کند و بیشتر از هر کسی توی جامعه، مسئولان جامعه محتاج امر به معروف و نهی از منکرند. از بزرگترین منکرات اسراف است. اخیراً آقایی آمده بود درباره حجاب حرف بزند. بهش گفتم چرا از ادارات شروع نمی کنید؟ این که زیر دست است. این کسی که ریش می گذارد و تسبیح به دست و یقه ی بسته و انگشتر و… بعد مسئول دفترش خانمی است که آرایش کرده است، خوب این معلوم است که توسعه پیدا می کند. ما امر به معروف ونهی از منکرهای کلیدی داریم. بدحجابی منکر مهمی است. نباید بهش بی تفاوت بود ولی اگر می فهمد فلان مسئول اسراف می کند و ده ها میلیون بریز و بپاش می کند ولي باز هم کنار او می نشیند و می گوید و می خندد، اين غلط است.
اگر آن پول هایی که اسراف كردند و به فوتباليست ها دادند و … می دادند به فقرا و چادر به آنها هدیه می دادند، اگر شکم ها را سیر می کردند، اگر نیاز نیازمندان را بر طرف می کردند، وضع این جوری نمی شد. امیر المومنین فرمودند: پول بی جا خرج کردن تبذیر است. هرچند برای چند روزی در دنیا او را مقابل چشم ها می آورد بالا. می گویند باریکلا عجب سخاوتمند است. چه راحت امضا کرد. چه راحت رای داد. همین جوری الکی بلند می شود و می نشیند و مخالفت می کند. این ها آن دنيا جواب دارد.

نازپرورده هاي ناشكر و مستضعفين هميشه حامي
حضرت مي فرمايند كسي كه بيجا خرج مي كند در دنيا چندصباحي بالا مي رود اما در آخرت جایگاهش پایین است. در چشم مردم محترم می شود اما در نزد خداوند خوار می شود. چقدر پول دادند به کارگردان ها و آدم های نااهل. بعد این ها را علم کردند و بتشان کردند. بعد هم خانه و زنشان را نشان دادند وگفتند این ها الگو اند. تحفه یک گل زده يا توانسته هنرپیشه خوبی شود.
فرمود هیچ کس در این دنیا مال خودش را بی جا و برای نااهلان خرج نمي كند، مگر اين كه پول ش را می خورند و تشکر هم نمی کنند. نمک می خورند و نمک دان می شکنند. سر و سرشان باز با بیگانه هاست. وقتي شعار حکومت دیني دادی اما با فکر خودت رفتی جلو، نتیجه اش همین می شود. اگر یک روزی لغزش پیدا کنی و محتاج کمک آن ها بشوی، بدترین دوست می شوند. به کمکت نمی آيند. لذا در همین نامه مالک اشتر داریم که هوای توده ی مردم را داشته باش. توده ی مردم يعني اکثریت. البته به شرطی که خواسته هاشان به حق باشد.
حضرت درباره ويژگی خواص فرمود: در دوران رفاه بیشترین خرج را بر دست حکومت می گذارند. اما وقتي گرفتاری ایجاد می شود، کم ترین کمک را می کنند. وقتی جنگ می شود به کمک نمی آیند. از همه نسبت به انصاف بيشتر كراهت دارند. به هر حال هر حکومتی مشکلاتی هم دارد. آني كه ماهی سه میلیون درآمد دارد باز هم نق می زند. ببینید چه کسانی در جامعه بیشتر از همه نق می زنند. این هایی که وضعشان خوب است. در عوض چه کسانی بیشتر از همه بعداز نماز خدایا خدایا می گویند. چه کسانی مشارکت بیشتری دارند. باز هم همین مستضعفین هستند. این رمزی است که امیر المومنین 14 قرن پیش مخابره کردند. گفتند آن ها اینجوری اند. طبقه خاصه، انصاف نمی دهند. بیش از همه نق می زنند. برای چیزی که بگیرند گدایی می کنند، اصرار می کنند و دل هم نمی کنند. وقتی بهشان می دهی کمتر از همه شکر می گزارند. وقتی ندهی عذری را نمی پذیرند و یا به کندی می پذیرند. وقتی مشکلی پیش می آيد از همه کمتر صبور هستند. و بعد می فرماید ستون دین و آنچه که باعث اجماع مسلمانان می شود، چیزی که در برابر دشمنان عُدّه است همین توده ی مردم هستند. مالک، میلت با این ها باشد، به حرف این ها گوش بده.
امیر المومنین در یکی از سخنرانی هایش اعتراف می کند به حق دیگران. فرمود حق شما بر من این است که من خیرخواه شما باشم، مراقب بیت المالتان باشم، به فکر تعلیم شما باشم. یعنی حاکم جامعه اسلامی مردم را با حیوان عوضی نمی گیرد که فقط فکر نان و آب باشد. نان و آب حداقل و کف اش است. باید به فکر تعلیم و تربیت باشد. باید برای فرهنگ بها قائل شود. چون اگر مشکل فرهنگ حل نشود، قرآن می گوید «ان الانسان ليطغي، أن رآه استغني». شکم آدم ها را که بدون فرهنگشان سیر کنی بدتر طغيانگر می شوند. بايد یک جوری مشکل مادی اش را حل کنیم که مشکل معنوی اش هم حل شود. تغذیه ي فکر هم باشد. از اشتباهاتی که در سال های اخیر شده است، بی توجهی به امر فرهنگ است. آن جایی هم که توجه شده، درست و اسلامي توجه نشده. بی حساب و كتاب پول خرج کردن و دقت نکردن این کارها را دست ما می دهد.

اصلح، در معرض ارتباط فكري با مردم
کاندیدای اصلح کسی است که حضور در اجتماع داشته باشد و برای خودش عقبه ای درست کند تا مشورت بگیرد. گاهی مردم طرح های بهتری می دهند. چرا برای خودش عقبه درست نمی کند؟ چرا مشورت نمی کند؟ چرا ارتباطش را با مردم قطع می کند. چرا در بین مردم حضور پیدا نمی کند. نمی گویم همیشه حضور پیدا کند؛ حضور ریاکارانه به نیت جمع کردن رای به درد نمی خورد. حضور واقعی در میان نخبگان، طلاب، دانشجویان. از آن ها نظر و کمک بخواهد. تنهايي كه نمی تواند بفهمد چه کار کند. طرح ها و نظریاتی که از متن اجتماع بلند می شود، طرح های صائب و درستي هستند. باید ارتباطش را بر قرار کند.
امیر المومنین می گوید با آدم های عاقل مشورت کنید. چرا مدام توی یک مدار می چرخيد؟ هدف های دیگری هم هست. نظرات دیگری هم هست. چرا بعضی از نظرات و حرف ها غریب است؟ چون باید بیایند توی متن مردم. ارتباطشان را نباید قطع کنند. فرمود: کسی که ملازم با مشورت باشد، نظر صواب را ازدست نمی دهد. البته فرمود مي بيند که دشمن نظرش چیست، ضدش عمل می کند.
اصلح از آدم های مخلص مشورت می گیرد. امیر المومنین فرمود مشاورت آدم بخیلی نباشد. مشاورت حریص و ترسو نباشد. از کسی مشورت بگیر که نظر شخصی ندهد. این راهش این است که با ارتباطش را با مردم قطع نکند. ارتباط داشته باشد. یک جا امیر المومنین به مالک اشتر فرمودند: مالک در پرده ي حجاب نرو. یکی از اشکالاتش این است که وقتی نماینده ای با موكّلينش خودش ارتباط نداشته باشد و مستقیماً حرف نزند، نمی داند چه خبر است. بی خبر می شود. بعد امامفرمود چیزهای بزرگ نزد او کوچک می شود، کوچک بزرگ می شود. زیبا را زشت جلوه می دهند. حق و باطل برایش آمیخته می شود. مسئولان هم بشرند. نمی تواند که بفهمد باطل چیست و حق چیست. یک راهش این است که حضور داشته باشد در میان مردم.
امیر المومنین یکی از فرماندارانش را سرزنش می کند که در مجلس اشراف شرکت کرده. باز یکی از عیب ها همین است. هدیه گرفتن و هم پیاله شدن با اشراف. هیچ کس الکی پول خرج نمی کند. حساب دارد. هر دیوانه ای به کار خودش عاقل است. سرمایه دار، آدمی که طماع است، یک محاسباتی دارد. اصلح هر جا هر جا و با هرکسی نباید عکس بگیرد. از هرکسی نباید چیزی بگیرد. چون طرف وقتی پولی می دهد و برای پولش سند درست می کند، بعد تورا گیر می اندازند طوری که نتواني از حق دفاع کني. می گوید اگر فلان چيز را بگويی، اين سند را لو می دهم.
توی مجلس سوم یادم است که آقای بهزاد نبوی وزیر صنایع بود. نماینده ها ظاهراً می خواستند استیضاحش کنند. گفت چه کسانی پیکان نگرفته اند؟ همه سر جای شان نشستند. شايد هم خيلي ها براي خودشان نگرفته بودند اما با همين حرف فضا عوض شد.
وقتی به امیر المومنین خبر رسید که عثمان بن حنیف در مجلس اشراف شرکت کرده، حضرت نامه نوشتند که مردی از اهل بصره تو را دعوت کرده است، تو هم به سرعت رفته ای. منِ علی فکر نمی کردم به این سفره بروی. سفره ای که فقرايش رانده شده اند و ثرتمندان دعوت شده اند. ای عثمان آنچه که می جوی و می خوری خوب به آن نگاه کن. اگر مشتبه است نخور. آن قدر امر عدالت مهم وسخت است که امیر المومنین در جايي می گوید توی مجلسی که نشسته ای و ملاقات عمومی داری فقط به پولداران و قدرتمندان نگاه نکن. به بقیه هم نگاه کن. عدالت را در نگاهت داشته باش تا قدرتمندان طمع پیدا نکنند که به نفع آن ها اقدام کنی و ستم کنی.
خیلی روایت قشنگی داریم كه خير از جانب مومن مأمول است و شر از جانب او مأمون. یعنی یک جوری رفتار می کند که همه از او آرزوی خیر دارند. بايد مستضعفان را برای احقاق حق امیدوار کرد. گاهی وقتي كسي می خواهد احقاق حق کند باید دو برابر خرج کند تا احقاق حق کند. می بيند نمی ارزد و رها می کند. شرایط بايد به گونه ای باشد که همه برای احقاق حق امید داشته باشند.

اصلح، سخن و سكوتش به نفع دشمن تمام نمي شود
اصلح کسی است که بهانه دست دشمن نمی دهد. دشمن را ناامید می کند و دوست را امیدوار می کند. همین سیاستی که رهبری دارند. نباید نطقش طوری باشد که دشمن را امیدوار کند. اگر نماينده اي می رود با رادیو های بیگانه مصاحبه می کند این فایده ندارد. فرمود : من شکا حاجته الی مومن فقط شکا الی الله و من شکا حاجته الي کافر فقد شکا من الله. هرکس درد دل هایش را با مومن بگوید به خدا شکایت برده و هرکس درد دلش را به کافر بگوید، از خدا شکایت کرده است.
در كلمات قصار نهج البلاغه داريم كه روزی یک یهودی به امیر المومنین گفت: هنوز آب غسل پیامبر شما خشک نشده بود كه شما اختلاف کردید. امام علی که در اين داستان مظلوم بود، ظالم نبود. اما حضرت سفره ی دلش را پیش او پهن نکرد. نگفت راست می گویی. فرمود شما ها چی؟ شما یهودی ها وقتي حضرت موسي از رود نیل ردتان كرد، هنوز پایتان خشک نشده بود كه به حضرت موسی گفتید برای ما هم اینجور خدایی مثل خداي بت پرستان قرار بده. جواب دندان شکن به دشمن دادن خیلی مهم است. یک معیار است. فاصله گرفتن از خواست و میل دشمن. ناامید کردن دشمن با نطقش، رایش، سخنش. گر می خواهد سکوت کند سکوتش دشمن را باید عصبانی کند. اگر قرار است حرف بزند حرفش باید دشمن را عصبانی کند. ما باید آرزویمان باشد که دشمن عصبانی باشد. خدایا شیاطین را از ما عصبانی کن. خدایا امام زمان را از ما خوشحال کن.
ولی کساني هستند که به دوست ضربه می زنند و دشمن را امیدوار می کنند. نماينده باید بفهمد هر حقیقتی را هرجایی نگويد. این که می بینیم که رهبری گاهی سرزنش می کنند نمایندگان را، نه این که اين ها آدم بدی باشند، نه، دقت ندارند. نمی دانند چی را کجا بگویند. بعد گاهی دشمن هم تحریک می کند. امیر المومنین را تحریک می کردند که برای این که دفاع کند از حقش. وقتی حضرت مجبور شدند بیعت کنند ابوسفیان پیشنهاد داد که بیا من با تو بیعت می کنم. ابوسفیان که به امیر المومنین پیشنهاد می دهد، مخلص نیست. می خواهد اختلاف ایجاد کند. تا خودش به نان و نوایی برسد. حضرت فرموده اند: موج های فتنه را بشکافید با کشتی های نجات. فرمودند که اگر من حرف بزنم می گویند علی حریص است بر حکومت. اگر سکوت کنم می گویند ترسیده است. یعنی حرف زدن من، نه به خاطر این حرف است که آنها می گویند، و نه سکوتم به این خاطر که آن ها می گویند.
سکوت وحرف زدن باید به فرمان خدا باشد ولی کسی که تحت تاثیر وسوسه های شیاطین قرار می گیرد سکوتش به نفع دشمن می شود. حرف زدنش هم به نفع دشمن می شود. انتقاد امیر المومنین از یارانش همین است كه رفتار شما دشمن را به طمع می اندازد. دشمن را نباید به طمع انداخت. دشمن را باید ترساند. این ها مبانی دینی دارد. قرآن می گوید: «و أعدّوا لهم ما استطعم من قوه و من رباط الخیل» دشمن را بترسانید.

تصميم گيري امانتدارانه، بر اساس اولويت ها و مصلحت امت
سه معیار مهم تصمیم گیری حق، عدل و عقل است. عقل می گوید سبک و سنگین کن. فرموده اند: عاقل کسی نیست که خوبی را از بدی بشناسد. عاقل کسی است که اگر بین دو بدی بود بفهمد کدام بد خوبتر است. یعنی سبک و سنگین کند. اهم و مهم کند. چه اشکالی دارد بعضی جاها را برای یک مدت تعطیل کنیم. ریل را عوض کنید درست می شود. خیلی از این ریل ها که داخلش داريد حرکت می کنید مال زمان شاه است. اگر ریل را عوض کنی درست می شود. اهم ومهم کن. چطور توي زندگي شخصي تصميم مي گيريم كه چگونه بودجه تصویب کنیم و چگونه تصمیم بگیریم. بعضی مسائل را یک سال دو سال تعطیل مي کنیم. بايد به اين فكر كرد كه الان اولویت چیست؟ اولویت بندی نمی شود.
نماینده ی اصلح کسی است که نگاهش به مسئولیت این است که این یک امانت است و بارم سنگین شده است. در امانت نباید خیانت کرد. حالا چه کسی خائن نیست؟ فرمود کسی که سر و علانیتش (ظاهر و باطنش)، گفتار و رفتارش تفاوتی ندارد. این می تواند امانت شما را ادا کند. چه کسی خائن نیست. کسی که ظاهر و باطنش فرق نکند. بعضی ها این گونه اند که می گویند چنان خواهیم کرد. قبلش چه کار می کردید؟ وعده دادن فایده ای ندارد. تا حالا چه کار کردید؟ تا حالا کجا بر علیه بی عدالتی داد زدی؟ تا حالا کجا صراحت لهجه داشتی؟ تا حالا کجا محافظه کاری نداشتی؟ البته یک جاهایی باید یواشکی داد زد، جاهائی که باعث سوء تفاهم می شود و مردم ناامید می شوند. ولی بالاخره صریح اللهجه باید باشيم. سابقه افراد را باید مورد توجه قرار بدهیم. خوش باور نباشیم.
ما هم که در انتخابات شرکت می کنیم و دغدغه شناخت اصلح را داریم بايد دقت كنيم که کار سختی است و حتماً نیاز داریم به یک تیم، به یک افرادی که واقعاً عادلانه بررسی کنند و به مشهورات اکتفا نکنند. ممکن است انسانی باشد که گمنام باشد اما بهتر باشد. سابقه اش نشان بدهد که این آدم با عرضه و توانمند است. متاسفانه خیلی وقت ها ما به مشهورات اکتفا می کنیم. ولی نمايندگي كه مِلک کسی نیست. اگر كس بهتری پیدا شود، باید او را انتخاب کرد. فرمود: ملعونٌ من وضع نفسه فی موضع لا یلیق به. اگر کسی خودش را در جایگاهی قرار بدهد که لیاقتش را ندارد ملعون است. دور از رحمت خداست. خیانت کرده به ملت و امت. فرصت سوزی کرده. نماينده اصلح اگر حتي رأی هم نیاورد، بايد آرزوی موفقیت رقیب پيروزش را داشته باشد. اگر نامزدي حسود است و مشکلات روحی و روانی دارد توی اين جا هم با هم اختلاف می کنند. عقده ها و کینه ها این ها همه اثر می گذارد. كانديداي اصلح بايد طرح داشته باشد و مخلصانه در اختیار دیگران قرار بدهد. نه این که بگوید طرحم را نگه دارم، بعداً که این ها خراب کاری کردند و مردم فهمیدند، من طرحم را بدهم! مولای شما امیر المومنین به خليفه دوم مشورت های مخلصانه داد. گفت حالا که پرچم به دست عمر است بگذار خرابکاری ها کمتر شود. بگذار اسلام و مسلمین کمتر ضرر کند. آن قدر مشورت داد که عمر گفت اگر علی نبود عمر هلاک می شد. بايد به مصالح اسلام و مسلمین فکر کنیم. در خطبه 136 داریم وقتی عمر می خواست به جنگ برود، پرسید من خودم بروم خط مقدم؟ امام گفت نه! نرو که کشته می شوی. این فضیلت و اخلاص و صفای امیر المومنین است.

بدون اخلاص، خيانت پيش مي آيد
قرآن می گوید: «ان الله یامرکم ان تؤدّوا الامانات الی اهلها» رای ما امانت است. امانت را باید به اهلش داد. نباید خیانت کرد. نباید با تعصب رای بدهیم. عصبیت یعنی این که بهترینِ قوم دیگران را از بدترینِ قوم خودت بهتر ندانی. اگر خانم است، خانم ها رای بدهند! اگرآقاست، آقایان رای بدهند! اگر آخوند است آخوندها رای بدهند! تعصبات صنفی، جنسیتی و قومی و قبیله ای. هرکس بهتر می تواند عمل کند و اخلاص بیشتری دارد و فکر بهتری دارد آن شخص به درد می خورد. هر کس خیانت کند در امانت و خودش و دینش را از خیانت منزه نکند، خیانتش او را در دنیا و آخرت ذلیل می کند. فرمود بزرگترین خیانت، خیانت به امت است.
رهبری گفتند مردی و کاری. یعنی اگر تمام وقت هم وقت گذاشت باز کم می آورد. بخواهد طرح ها را مطالعه کند، مشورت بگیرد، عالمانه نظر بدهد، نمی تواند همه کارها را با هم انجام دهد. ولی خوب طرف می گوید همه ی پل ها را خراب نکنم. اگر رای نیاوردم چی کار کنم؟ بابا توکل كن به خدا!

غيرت، بصيرت، ‌شفافيت
از ویژگی های کاندیدای اصلح این است که غیرت و بصیرت داشته باشد. فرمود خوابش نبرد، غفلت نداشته باشد. از دشمن فراموش نکند. به شرایط حاضر توجه داشته باشد. فرمود: براي شما نقشه می کشند و شما نقشه نمی کشید. دشمن جلو می آید و شما عصبانی نمی شوید. فرمود اطراف و مرزهاي شما کاهش پیدا می کند و شما عصبانی نمی شوید. آدم بی غیرت یعنی همین. مرزها فقط که همین مرزهای خاکی نیست. وقتی می بینیم ارزشها کم رنگ می شود باید عصبانی شویم. بی غیرتی زیاد شده است. به مرزهای فرهنگی تجاوز شده است و در حال فرو ریختن است. شما بی خیالید. جالب است که همه می خواهند نقش رهبری را ایفاکنند. یک نفر رهبر است. بقیه باید فکر کارشان باشند. ايشان به پیروی از مولایشان امیر المومنین که فرمود: مالک، پیوسته مردم را ستایش کن، باید بگوید الحمدلله و امید بدهد. ولی ایشان در سخنرانی اخیرشان هم گفتند که ما ایراداتی و مشکلاتی و عیب هایی داریم. باید بروند دنبال این عیب ها و مشکلات. نباید خاطر همه جمع باشد که هیچ مشکلی نیست و هیچ خطری ما را تهدید نمی کند. باید به فکر باشيم. فرمود: اگر شما خوابیديد دشمنان خواب نیستند.
از موضع تهمت باید بپرهیزد. نباید خودش را در شرایط تهمت قرار بدهد. باید کارهایش شفاف باشد. پنهان کاری اگر به خاطر مصالح مسلمین است اشکالی ندارد. اما مسائل مالی و دوستی ها بايد شفاف باشد.

بايد معنويت را بيشتر كرد
باید اهل معنویت باشد. اگر کسی یاد قبر و قیامت است، کسی که اهل توسل و نماز شب است، اهل نماز اول وقت است، این جور کاندیدايي اصلح است. اگر در کنار نکات دیگر باشد، خداوند کمکش می کند. ولی اگر کسی می گوید خدمت به مردم مهم است و نماز اول وقت اهمیتی ندارد، این آدم لغزش پیدا می کند. وقتی كسي رای می آورد، زمینه لغزشش بیشتر می شود. پیشنهاد می شود، رشوه می دهند. باید معنویت داشته باشد. خیلی ها كه در مسادل معنوي گردن کلفت تر از ما بودند، لغزش پیدا كردند. وقتی آن ها زمین خوردند، ما زمین نمی خوریم؟ پس یک دستاویز معنوی باید داشته باشیم. يکی همین است که سطح زندگی اش را بالا نبرد. وقتی توی سالن غذاخوری مجلس غذا می خورد و سر میز، همه چیز هست، نباید از گلویش پایین برود. باید رنج ببرد. باید سختش باشد. آدم آرام آرام فاصله می گیرد. اگر می خواهیم از امیر المومنین یاد بگیریم باید این گونه باشیم. باید آدم یک دستاویزی داشته باشد.

بعد از انتخابات، نمايندگان را رها نكنيم
تا طبل انتخابات نواخته می شود، هیجانی می شویم و باز که تمام می شود، هم کاندیداها از ما یادشان می رود و هم ما از آنها. امام فرمود مجلس عصاره فضائل ملت است. وقتی فضیلت های ما کم می شود همین می شود. انتخابات فرصتی برای رشد است. بايد مطالبه داشته باشیم. نمايندگان را رها نکنیم.
منبع : motalebe.ir
خبر مرتبط:
– سخنرانی استاد نظافت در دوره گذشته و با موضوع انتخابات آگاهانه
http://motalebe.ir/index.php?action=show_news&news_id=3878


1 نفر این مطلب را می پسندد.


4 دیدگاه

  1. احسان مهدیان گفت:

    با تشکر مطالب مفیدی بود

  2. احسان مهدیان گفت:

    شاید این سوال ایجاد بشه که چطور این ملاک ها را در افراد احراز کنیم؟
    بنظر من یک راهش نگاه به دغدغه ها و شعارهای کاندیداها یا لیست هاست. البته این درست است که شعارهای افراد معلوم نیست از باطن آنها برآمده باشد و به عمل کار برآید اما در یک غربال اولیه همین شعارها، ادعاها و حرفها خیلی ها را از خیلی های دیگر تمییز می دهد. مثلا قطعا کسانی که در صحبتها و ادعاها یا سوابقشان هیچ نشانی از ولایت پذیری، اسلام خواهی و … نیست با کسانی که حداقل این دغدغه را دارند برابر نیستند. حال اینکه آنها که این دغدغه را دارند چقدر در اجرای آن کارآمد هستند بحث دیگری است که اگر توانستیم تشخیص بدهیم بسیار خوب است اما اگر نتواستیم، حداقل از آنها نیستیم که براحتی از تکلیف فرار کنیم و به قول استاد نظافت رای سفید بدهیم.

  3. عیوضی گفت:

    تشکر از ارائه توضیحات مبسوط و عالی

  4. عرب بیک گفت:

    بسیار دقیق و روشنگر بود،متشکرم
    اجر استاد نظافت هم با خدا

Leave a Reply

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

مطالب مرتبط
برچسب ها