Google+

» شیطان شناسی کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
مقاله ۱۲۳: توجيه حماقت، تضعيف خيانت و تکميل کردن رسالت است
hanyhashemi:

بسم الله الرحمن الرحیم باسلام خدا قوت خدا رحمت کند استادصفایی را. ایده ها به فکر همه میرسد مهم این است که چه کسی ان هارا عملی کند


مقاله ۱۱۸: تفکر خلاق با تغییر رفتار
hanyhashemi:

بسم اله الرحمن الرحیم سلام خدا قوت به همگی برای بدست آوردن چیزی که تا حالانداشتی باید کسی باشی که تا حالا نبودی


مقاله ۱۱۰: عادت شتاب‌زدگی در تفکر
hanyhashemi در پاسخ به دشتی جوان:

سلام امیدوارم جواب سئوالتون رو پیدا کرده باشین


مقاله ۹۴: چند تمرين ساده براي کسب مهارت تفکر واگرا
hanyhashemi:

سلام علیکم تمام دست اندرکاران سایت عالی هستین مطالب خیلی مفیدو کاربردی هستن خدا خیرتون بده والسلام علیکم


مقالۀ 81: نگاه جامع و تفکر کل‌نگر
hanyhashemi در پاسخ به مهدیان حسن:

سلام علیکم احسنت سخن به جایی بود.


مقالۀ 4: به‌دنبال بیست پیام مهم
hanyhashemi:

بسم الله الرحمن الرحیم از زحماتتان سپاس گذارم


افسوس‌های تکراری...
hanyhashemi در پاسخ به dastkhat:

یعنی شما برای بهشت کاری انجام میدین؟


جلیل معماریانی: چمران اسطورهٔ آزادی از اسارت‌های دنیا بود
hanyhashemi:

بسم الله الرحمن الرحیم سلام وقتتون بخیرو نیکی من منظورتان را ازمتل شهدا بودن جایگاهی ندارد متوجه نمیشم لطفا بیشتر توضیح بدین ممنون سعادت مند باشید


مقالۀ 1: چرا و چگونه فکر کنیم؟
paeiz:

سلام استاد امروز 97/9/5 من تازه اولین مقاله تفکر رو که نگارش در تاریخ چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰، ساعت ۹:۴۳ شده رو خوندم. هفت سالی عقبم ولی ان شاءالله خودمو میرسونم...به لطف و کمک حضرت صاحب الزمان (عج)


فنون امتحان دادن و روش های مقابله با استرس
Zahranc:

روزه فکری ۱۰ روزه ؛ یعنی اینکه تو این ۱۰روز هیچ فکر منفی نباید بکنیم یا در ساعات مشخصی (از اذان صبح تا شب) فکر منفی نکنیم؟؟؟


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

شیطان شناسی

نگارش در تاریخ پنج شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۹:۱۶ ؛ بازدید: ۱,۰۰۱ بار
دسته: مقالات

چکیـــده

بی شک همه ما بارها و بارها به آیات و روایاتی نظیر ( إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) 1 و یا (أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ) 2 را شنیده ایم که پروردگار، ما را به دشمنی با شیطان فراخوانده و به ما سفارش فراوان کرده که او دشمن آشکار شماست و دعوتش را اجابت مکنید؛ و با وجود این مهم که نام شیطان در قرآن 80 بار با تأکید آمده و در تمام این آیات از او به عنوان حقیقتی موجود، عینی و تأثیر گذاریاد شده، ولی ما تنها ازاو پنداری خیالی در ذهن داریم؛ زیرا هنوز شیطان را به عنوان یک دشمن جدی، نپذیرفته ایم و برای شکست او طرح نبرد و مقابله نریخته ایم و غافلیم از این موضوع که او، اطراف نقاط ضعف ما کمین کرده تا در یک چشم به هم زدن و در یک لحظه، که همان لحظه غفلت از یاد خداست، در وجود ما نفوذ کند، فریبمان دهد و ضربه ی کاری خود را بزند و ما را به هلاکت برساند. حتی اگر شکست هم بخورد ، ناامید نمی شود؛ دوباره سراغمان می آید؛ چرا که او دشمن قسم خورده ی ماست و برای منحرف کردن فرزندان آدم از صراط مستقیم3، از هیچ راهی چشم پوشی نمی کند.

در توصیف موقعیت دشمن، امیر المومنان علی (ع) می فرمایند:

« سوگند به جان خودم، (شیطان ) تیر خطرناکی برای شکار شما به چله ی کمان گذارده و تا حد توان کشیده و از نزدیکترین مکان شما را هدف قرار داده است. سپس (شیطان ) خطاب به خدا گفته است: ( پروردگارا به سبب آن که باعث گمراهیمن شدی ، دنیا را در چشم هایشان زیبا جلوه می دهم و همه را گمراه خواهم کرد)4.پس شیطان بزرگترین مانع برای دینداریتان گردید و زیانبارترین و آتش افروزترین فرد برای دنیای شماست. شیطان از کسانی که دشمن سر سخت شما هستند و برای در هم شکستنتان کمر بسته اند، خطرناک تر است . »5

طبق گفته ی مولایمان ما باید از شیطان به خشم آمده و برای مقابله و شکست او نهایت سعی خود را به کار ببندیم؛ و لازمه ی شکست شیطان پیروی نکردن و دوری جستن از اوست که با شناخت دقیق و عمیق از وجود شیطان حاصل می شود . که در ادامه به این مباحث پرداخته می شود .

شناخت شیطان:

الف – هدف جبهه شیطان

در ابتدا باید متذکر شویم؛ همانطور که هدف جبهه الهی، سعادت و اصلاحتوأمان دنیا و آخرت ماست ؛ هدف جبهه شیطانی نیز، شقاوت و افساد دنیا و آخرت ما بوده و شیطان صرفاً نمی خواهد ما به جهنم برویم؛ بلکه او می خواهد بیشترین شرّ دنیا و آخرت ایجاد شود. آیات قرآن کریم نیز به این مطلب اشاره می کنند که او فقط آخرت شما را نشانه نرفته است، بلکه می خواهد دنیایتان را نیز خراب کند. شیطان، شرّ دنیا و آخرت را می خواهد و به هیچ رتبه ای از شر هم قانع نیست. او برای ساقط کردن بشر حد توقفی نمی شناسد و با علم به اینکه هیچ شرّی پایان کار نیست، ما را از دل یک شرّ به شرّ بعدی و بزرگتر می خواند؛ همانند حکایت برسیسای عابد که چگونه در دام شیطان افتاد. ( کَمَثَلِ الشَّیْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْانسَانِ اکْفُرْ فَلَمَّا کَفَرَ قَالَ إِنىِ بَرِى‏ءٌ مِّنکَ إِنىِ أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَلَمِین )6

ضرورت کفر به طاغوت و شناخت انحرافات

 در آیات متمم آیة الکرسی قبل از ایمان به خدا، شرطِ گسست ناپذیری دستگیره انسان را کفر به طاغوت می داند، چون اگر ما راههای انحرافی(طاغوت) را نشناسیم، ولو اینکه راه حق را در ظاهر می پیماییم؛ باز هم در چاه انحراف می افتیم. سیاست بنی امیه نیز همین بود. آنها فقط به معرفی ایمان می پرداختند و با پنهان کردن راه کفر باعث گمراهی مردم می شدند. حتی ابهام و شبهه در مسیر های انحرافی، باعث گمراهی می شود، چه رسد به جهل به آنها و دیگر اینکه اصولا شیطان، می خواهد خود و راهش را در هاله ای از ابهام بپیچد. امیر المومنین نیز با علم به این موضوع می فرمایند: اگر حق روشن و باطل روشن شود، شیطان راهی از پیش نمی برد .

 سیاست کلان شیطان در برابر سیاست کلان حق

شیطان به هیچ وجه تنها به نفوذ های فردی اکتفا نمی کند ، چرا که تأثیرات یک جامعه بسیار قوی تر از افراد است . وقتی دینداری در یک اجتماع سخت باشد ، افراد در مقابل وسوسه ها شکننده ترند و شیطان خوب می داند ، همّت های بلند نیز در برابر جریان های اجتماعی شکننده بوده و یا در خوشبینانه ترین حالت، منزوی اند . او در حقیقت در مقابل ایده اصلی انبیا خواسته ایده جهانی خود را پیاده کند. جهانی سازی در جهت خیر ، ایده انبیاست که شیطان آن را در جهت شرّ می خواهد پیاده کند .

همچنین در آیات و روایات ، انسانها به دو گروه «حزب الله» و «حزب شیطان» تقسیم مى شوند.7و در این باره امیر مومنان می فرمایند: « آگاه باشید که همانا شیطان، یاران و پیروان خود را گرد آورده، سواره و پیاده سپاه خود را به سوی خود فراخوانده است . »8 و در جایی دیگر می فرمایند: « حقیقتاَ این ابلیس، از هر ملتی، لشکر و یارانی سواره و پیاده دارد. »9؛ پس بدانیم که ابلیس برای گمراه کردن ما تنها نیست و با تمام قوا و یارانش چه از شیاطین جن و چه از شیاطین انس به نبرد با ما برخاسته است و یکی از راه های نفوذ شیطان از طریق همین پیروان گمراه او است .

ب- فلسفه وجودی شیطان

برای اثبات لزوم وجود شیطان در عالم و چرایی خلقت او نکات زیر را مد نظر قرار می دهیم :

1-  هر شیئی فی نفسه، بدون در نظر گرفتن ارتباطاتش با خود و دیگر موجودات خیر است. شرّ در نسبت با دیگران معلوم می شود. منظور در اینجا نسبیت اخلاقی نیست ؛ بلکه مراد در نظر گرفتن یک شیء بدون ارتباطات آن است.شیطان نیز فی نفسه فارغ از ارتباطش با دیگران و خودش خیر است. پس وجود، مساوی است با خیر.

2-وجود همه اشیاء برای حفظِ به هم پیوستگی عالم لازم است. به هم پیوستگی نظام هستی و انسجام آن تا حدی است که در چنین نظامی، ایجاد هر جزء، مستلزم ایجاد کل نظام است و فرض عدم هر جز نیز، مساوی با فرض عدم کل نظام است .

3- انسان برای رشد و کمال آفریده شده و این کمال به دلیل اختیاری بودن آن، فضلی بر ملائک است و نیازمند انتخاب است. هر انتخابی طبیعتا به دو طرف نیاز داردو این هنوز پایان کار نیست. بر فرض وجود دو جانب خیر و شرّ باید نیرویی باشد که ما را به طرف ناصحیح متوجه کند تا انتخاب محقق شود. مأمور و اسباب این توجه، شیطان است. پس وجود او فی نفسه خیر است و زمانی برای ما هم خیر می شود که خلاف وسوسه او عمل کنیم.

4- هماگونه که وجود تک تک اشیاء در این نظام متّحد لازم است، وجود تک تک افعال و ارتباط آنها با صفات بار شده به آنها نیز لازم است، چه افعال خیر چه افعال شرّ.حال آنکه صلاح و فسادِ افعال همگی به اقتضاء حکمت است. همه می دانیم که اگر شرّ نمی بود، معیاری برای ارزشگذاری خوبی نبود و بر فرضِ نبودن معصیت، طاعت چه مفهومی می توانست داشته باشد؟ یا اگر شیء فساد ناپذیری موجود بود که هیچ آفتی به آن نمی رسید، رشد و حرکتی در کارنبود. می بینیم که همه این صلاح و فساد ها تحت حکومت حکمت الهی تنظیم شده است.

5-همه وجود ها خیرند و مستند به خداوند. افعالِ خیر، مستقیما به خداوند مستندند.افعال شرّ نیز به صورت غیر مستقیم به خداوند قاهر مستند هستند و واسطه بین آنها و خداوند همان اذن الهی و مانع نشدنِ خداوند بر انجام این کارهاست ؛ به عبارتی دیگر ؛حقیقت اذن الهی بر انجام افعال شرّ، همان ترکِ هدایت است. ترک هدایت از جانب خداوند باعث فرو رفتن در انحطاط می شود. این ترک الهی همانطور که پیداست یک امرِ عدمی است نه وجودی.

با این مقدمات مشخص شد چرا باید موجودی به نام شیطان باشد و چگونه افعال متّصف به شرّ او ، در نظام هماهنگ توحیدی عالم، غیر مستقیم مستند به خداوند تبارک و تعالی می باشد.

ج- کیفیت تأثیر شیطان در نفس انسان

برقراری ارتباط بین شیطان و انسان ملزم به وجود سنخیت بین ماهیت وجودی شیطان و یکی از مراتب وجودی آدمی است؛ چرا که هرگونه ارتباطی نیاز به این دارد که دو طرف رابطه از یک سنخ باشند.

مراتب وجودی انسان

ما موجودی بسیط و یکدست نیستیم؛ بلکه موجودی ذو مراتب هستیم. در یک تقسیم بندی کلی، مرتبه اعلی نفس را عقل و مرتبه متوسط آن را خیال و مرتبه نازلتر آن را قوای ظاهری می گویند. بدون شک ما حداقل دو مرتبه از وجودمان، یکی با مَلَک و دیگری با شیطان هم سنخ است که می توانیم با این دو گروه ارتباط داشته باشیم.

انسان؛ موجودی نامتناهی

حیوانات به دلیل نداشتن عقل و حتی فرشتگان، به دلیل نداشتن قوه اختیار (حتی با وجود عقل)؛ به مراتب بالاتر از خود قابلیت ورود ندارند؛ امّا نفس انسان قابلیت تبدیل دارد. إلقائات پنهانی و دائمی در انسان به این صورت است که ملکِ مجرّد، مطلقا دعوت به خیر می کند و شیطان مطلقا دعوت به شرّ می کند و آدمی نیز، قابلیت قبول هردو را در نفس خود دارد و اين جااست كه اختیار و انتخاب مطرح مى‏شود و بنا به روایتی از امیرمؤمنان؛ چنانچه فرد با اعمالش، مغلوب هر كدام از این دو لشکر گردد، نفس او در رديف سربازان آن لشكر قرار خواهد گرفت، لشکر خداوند رحمن و یا لشکر شیطان.

ماهیت قوای نفس

نفس ما دو نوع قوا دارد ؛ قوای ادراکی و قوای تحریکی . بر همین اساس تمامی اعمال ما ، از یک منظر دریافت و ادراک مسائل و از منظر دیگر حرکت و تصمیم گیری بر اساس آنهاست .

قوای تحریکی

قوای تحریکی شامل شهوت و غضب و قوه عاقله است . شهوت قوه ای برای کسب لذّت ، نه صرفا جنسی ، بلکه همه لذّات ممکن است و غضب برای دفع الم و رنج کار می کند و عاقله مرکز کنترل تحریکات ماست . مثلا پدری در واکنش به بی ادبی فرزندش فی البداهه او را تنبیه می کند و دیگری در موقعیت مشابه به مشاور تربیت مراجعه می کند و با تجویز او در این مورد ، او هم فرزند را تنبیه می کند . مورد اولی از غضب پیروی کرده در حالیکه دومی از قوه عاقله استفاده نموده است .

قوای ادراکی

قوای ادراکی نیز چند شاخه می شود . اول قوای حاسّه که در قالب حواس پنجگانه معرفی می شوند. دوم قوه خیال است، که تصویر ساز نفس انسان محسوب می شود و در ابتدایی ترین سطح خود همان حافظه است و در سطوح بالاتر، قابلیت تصویر سازی امور نامحسوس و غیر عینی را نیز دارد. سوم قوه وهم است که کارش ادراک معانی جزئی است؛ مثل محبّت مادر من و چهارم عقل است که کارش درک کردن برخی ادراکاتی است که نه صورت دارند و نه ماده؛ مثل ادراک مطلق مفهوم محبّت.

پیداست که کنترل تمام قوای تحریکی و ادراکی، توسط عقل نظری و عقل عملی صورت می گیرد. عقل نظری مربوط به دریافت واقعیت ها بوده و عقل عملی نیز، بر اساس قاعده نفع و ضرر، تشویق به خیر می کند. اما اگر عقل مخلوط به خیالات و اوهام باشد، دراین محاسبه، همه جوانب و عاقبت امور را درست نمی سنجد و به خطا می رود، هرچند گمان می کرده دارد به نفع خود عمل می کند؛ چرا که قوه واهمه قسمتی از منافع را می بیند و قسمتی را نمی بیند. به همین علت ، وهم در کلام برخی همان عقل ساقط شده است و با مدد خیال، واقعیت را با غیر واقعیت مخلوط می کند تا جایی که برخی به آن شیطان اقوا می گویند، چرا که دقیقا کاری که شیطان می خواهد از بیرون بکند، او از درون می کند.

ادراکات این قوه ها همه از نوع علم حصولی بود؛ اما در انسان قوه شهود نیز وجود دارد که محصولش از نوع علم حضوری است و خطاپذیر نیست. عارف، ادراکش از خدا به روشنی و حتی روشن تر از ادراک از خودش است. در این باره نیز حضرت علی (ع) می فرمایند: « من خدایی را که نبینم، نمی پرستم. »

چگونگی تشدید ادراکات

توجهِ متمرکز ، سبب تشدید ادراکات ما می شود ، به همین علت است که درد ها در شب دردناک تر به نظر می رسند . بر اساس همین اصل ، اگر فردی روی یکی از ابعاد وجودی اش توجه مفرط بکند ، به شکلِ عالمِ هم سنخ آن در می آید . توجه بیش از حد روی شهوت ، ما را بهیمی می کند ، توجه به غضب ما را درنده خو وتوجه متمرکز به عقل ، ما را ملکوتی و کشش زیاد به شیطنت ها ،  انسان را به شیطان تبدیل می کند . همچنین باید توجه داشت ، اگر القائات ملکوتی به سراغمان آمد ، باید پاسخ داد تا تقویت و تکرار شود ؛ همینطور جواب به القائات شیطانی آنها را تقویت می کند.

د- محل نفوذ شیطان و ابزار های او

در نظری کلّی می توان گفت نفوذ شیطان از مجرای قوای ادراکیِ هم سنخ خود یعنی خیال و وهم صورت می پذیرد، اما ابزار او در این مسیر، قوای تحریکیِ هم سنخ با اوست؛ یعنی شهوت و غضب. به عبارت کلی تر ؛ شیطان روی وهم و خیال و شهوت و غضب سرمایه گذاری می کند؛ چراکه در عقل و شهود به دلیل عدم سنخیت و خطا ناپذیری توان ورود ندارد. با این تفاسیر، اگر این چهار قوه، بوسیله عقل کنترل شود، تا حد زیادی می توان جلوی شیطان را گرفت. در فرهنگ قرآنی نیز، به هر یک از این موارد چهارگانه که از فرماندهی عقل، بیرون آمده اند،” هوی” می گویند. بر همین اساس مهمترین کار عقل، کنترل هوی ها برشمرده می شود؛ چرا که در غیر اینصورت همه اجمالا می دانند خوب و بد چیست: « فألهمها فجورها و تقواها »10.

ه- سه کار عمده شیطان

1- تنزل دادن انسان از مرتبه عالی که همان عقل باشد و توجه دادن به مرتبه پایین تر یا همان وهم و خیال.

2- تشویق انسان به انباشتن خزانه خیال از تمایلات و دلخواه های گوناگون.

3- کار سوم شیطان تزیین این موارد و فراخواندن ما به سوی آنهاست. « به عمل آراستن لذت ها در مقابل دیده آدمی در فرهنگ قرآنی تزیین می گویند که حداقل 15 بار در آیات شریفه آن آمده است. »

و- راهبرد کلی مقابله با شیطان

بر این اساس؛ در مقابله با شیطان باید در دو حوزه عمده فعالیت کرد :

یک: فراهم نکردن بستر های نفوذ او در ادراکات قوه خیال و وهم، با کنترل این دو بوسیله عقل نظری.

دو: گرفتن ابزار های تحریک به سوی شرّ از شیطان با کنترل شهوت و غضب بوسیله عقل عملی.

ز- گامهای شیطان

اولین گام شیطان، تعطیل عقل و پیروی از جهل

اولین کار شیطان ، تعطیل عقل و دعوت به تصمیم گیری بر اساس وهم است . ویژگی وهم این است که خیلی سریع و عجولانه حکم می دهد و فرد در عین حالی که خود نمی داند ، به خطا می افتد . این بزرگترین موفقیت شیطان و این افراد بهترین طعمه های اویند . چرا که شیطان ، وهم و خیالِ صرف را در اینها فعال کرده است و خود نیز با جهل خویش به آن دامن زده اند و به خاطر اینکه به عمل خود ایمان دارند ، به حرف کسی نیز گوش نمی دهند و قبول حق نمی کنند . به این راه ورود شیطان که بواسطه جهل تحقق می یابد ، تلبیس می گویند . در این باره ، در قرآن نیز چنین آمده : « قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُم بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالاً* الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فىِ الحَیَوةِ الدُّنْیَا وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنهَّمْ یحْسِنُونَ صُنْعا » آیا شما را از زیانکارترین در اعمال خبر دهیم؟ آنها کسانی اند که کوشش شان در راه زندگی دنیا تباه شد و خودشان می پندارند که عجب کار خوبی کرده اند.11

راه های مقابله

– برای رهاییاز دام جهل و و رسیدن به واقعیت به دو مطلب نیازمندیم : یکی خوراک فکری لازم و دیگری چینش صحیح این مواد در ذهن .

مورد اول یعنی خوراک فکری، تدوین برنامه صحیح و جامع آشنایی با دین است. به این صورت که باید منجیات و مُهلکات نفس را شناخت. همچنین آشنایی تفصیلی با واجبات و محرمات و مصادیق آنها، خود از مقدماتی ترین واجبات است.

مورد دوم چینش صحیح این مواد علمی است که با تعقل و داشتن دید جامع، ونه مقطعی وجزئی به مسائل، صورت می پذیرد. به عنوان مثال باید چاله های فکر را شناسایی کرد و انحرافات مسیر های فکری که منجر به مواردی نظیر مغالطه، تعمیم دادن و زود قضاوت کردن می شوند، را تشخیص داد و از آن ها دوری کرد.

اینها راهکار های مقابله با جهل ناشی از ندانستن بود ؛ ولی نوع دیگری از جهل که در مقابل عقلانیت قرار می گیرد ؛ حماقت است ، چرا که در این قسم فرد می داند ، ولی به جهاتی آگانه دست به کاری جاهلانه می زند . همین است که امیر المومنین (ع) می فرمایند : از رفاقت با احمق دوری کن که او می خواهد به تو نفع برساند ولی ضرر می زند .

گام بعدی شیطان؛ تزیین و برنگیختن قوا

گاهی فرد علم دارد ، ولی به آن توجهی ندارد و اسباب غفلت فراهم می شود. عاملی که موجب عدم توجه به علم میشود، تقویت و تمرکز روی خوش آمد ها و بد آمد ها یا همان لذت و رنج های قواست. باید جلو این برانگیختگی شهوات و غضب ها را گرفت ، وگرنه هیچ کدام از علومی که فرا گرفته ایم ، برایمان سودی ندارد و تصمیم گیری عقلانی در این مواقع غیر ممکن می شود. «فَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِیُّهُمُ الْیَوْمَ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ‌» ؛ پس شیطان، اعمال مردم را برای شان زینت داد تا بر ایشان مستولی شود و در چنین زمانی، ولی آنها می شود؛ و کسانیکه ولی و سرپرست شان شود، به عذاب دردناکی مبتلا خواهند شد.12

از جمله فریب های شیطان که با غفلت ما همراه است ، تزئین کارهای اشتباه وگناهانمان و یا تخویف (یعنی ما را از کار خوبی که با مشقت همراه است بترساند ؛ مثل حلالیت طلبیدن بعد از غیبت کردن) می باشند . ابزار شیطان برای تزیین و تخویف همان شهوت و غضب است.

گام سوم؛ تسویل؛ نخواستن فهم اشتباه

شیطان روانشناس بسیار زبده ای ایست و از خوش آمد ها و بد آمد های ما از خود ما بهتر اطلاع دارد. یکی دیگر از کارهایی که شیطان در هنگامه وقوع گناه می کند، این است که با تعلیم باطل به ما و پیش کشیدن دلخواه های ما، رنگ دینی و انسانی به آنها می زند، ما را دعوت به آنها می کند، ولی از راه توجیه خطا؛ که به این توجیهِ اعمال زشت، تسویل می گویند.

گام چهارم؛ نفس امّاره

نفس امّاره از مجراهای عالی نفوذ شیطان است؛ بطوریکه خطاکار، خطا می کند؛ اما آن را کوچک می شمرد. باید به خاطر داشت که هیچ کس به یکباره سراغ گناهان بزرگ نمی رود؛ بلکه از کوچک ها و کوچک شمردن آنها به بزرگتر ها کشیده می شود. اگر همه خطا ها را بزرگ بشماریم و جلوی آن از ابتدا بایستیم، کار به جاهای باریک نمی کشد.

گام پنجم؛ تسویف؛ تاخیر انداختن اصلاح نفس

مطال، تعبیری است که امام العارفین در دعای کمیل به کار می برند :”و خدعتنی الدّنیا بغرورها و نفسی بخیانتها و مطالی” واین به تعویق انداختن کار خیر و امروز و فردا کردنِ در جبران خطاها ؛ اعم از توبه و ادای حق الناس و… را تسویف می گویند و از دام های شیطان است، که به ما چنین وسوسه یا به عبارتی القای پنهانی می کند: “بعدا آن را انجام می دهم، در زمانی که فراغت بیشتری باشد.”؛ که معمولا هم این فراغت بیشتر ، هیچگاه از راه نمی رسد و در نتیجه از دست دادن فرصت های خوب و بی بهره ماندن را در پی می اورد . در حدیث نیز آمده است: «التسویف من شعار الشیطان»13؛ لازم به ذکر است که ابزارشیطان برای این کار ، تنبلی و راحت طلبی و ضعف اراده است .

ح- محاصره چهار طرفه ی شیطان :

طبق آیات قرآن14و کلامی از مولای متقیان که می فرمایند: «از او بترس ؛ پس جز این نیست که او شیطانی است که از روبرو و از پشت سر و از طرف راست و از سوی چپ انسان (مومن) درمی آید ، تا در حال غفلت به او هجوم ببرد و عقل او را برباید.» ؛ همچنین در آیه 35 سوره زخرف نیز چنین ذکر شده: «و هر کس که از یاد خداوند مهربان رویگردان شود، شیطان را بر او مسلط می کنیم. در نتیجه شیطان دوست و قرین او خواهد شد. »

در  احادیث15، معنای این جهات اینگونه بیان شده است:

 1- نفوذ از مقابل :  این همان شوق به آینده و ترس و نگرانی از آینده و نیز شبهه در مسئله معاد است. یکی از ابزار های شیطان ، سوار شدن بر همین آینده های موهوم ساختگی ماست . انسان هر چه پیر می شود ، حرص و درازی آرزویش بیشتر می شود. کمتر کسی دیده می شود که بگوید دیگر این برای من بس است ؛ بلکه با اشتهایی سیری ناپذیر همواره برای فردا نقشه می کشد. “هل من مزید” گفتن های جهنم نیز تجلیِ دنیای این افراد است. در مواردی هم شیطان وعده فقر می دهد وبا ترساندن از آینده مانع خیر و سرعت دهنده در شرور می شود .

2- خَلف :شامل چیزهایی است که فرد بعد از مرگ باقی می گذارد ؛ از جمله مال و اولاد. چه افراد بزرگی که بخاطر بچه هایشان به هلاکت افتادند. از جمله آنها زبیرکه تعبیر امام علی علیه السلام گویای این است که بخاطر پسرش عاقبتش چنین شد. پس باید بدانیم که هر جا حقی است و مانع احقاق آن، مال و فرزند ماست ، آنجا القائات شیطانی است.بدین سبب است که شیطان ، آنها را به گردآوری ثروت و بخل از پرداخت حقوق واجب ، به خاطر فرزندان و وارثان دعوت می کند.

3- أیمان( جانب راست) : که همان جنبه های دینی است. شیطان اگر از راههای قبلی نشد ، از راه دین وارد می شود. از جمله آنها وسواس و افراط و تفریط های دینی است. از آیه 168 سوره مبارکه بقره معلوم می شود که ، در طیّبات هم می شود گامهای شیطان نفوذ پیدا کند: یَأَیُّهَا النَّاسُ کلُواْ مِمَّا فىِ الْأَرْضِ حَلَالًا طَیِّبًا وَ لَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ.

4- شمائل( جانب چپ) : کههمان جنبه های معصیت است ؛ این ترتیب معنایش این است که شیطان از ابتدا به معصیت دعوت نمی کند و قدم به قدم جلو می آید و اگر کسی مرتکب کبیره ای شد ، شاید مراحل قبل را پشت سر گذاشته باشد ؛ ولیکن همه اینها با وسوسه یعنی نفوذ آرام و نامحسوس صورت می پذیرد.

 

– توجّه داشتن ما نسبت به هر یک از این موضوعات به هنگام حمله شیطان، سرنوشت ساز است. توجّه یعنی عامل ادراک. توجّه های ما سه نوعند:

توجّه قلبی یا ادراک حضوری که در آن بلا واسطه چیزی را درک می کنیم ، مثل توجه ما به ناراحتی خودمان و توجه اهل بیت به خداوند متعال. این نوع توجه قهراً از واسطه گری و دستبرد شیطان مصون است.

توجّه عقلی که با واسطه نیروی عقل صورت می پذیرد. بعنوان مثال قدرت، حکمت و … خداوند را درک می کنیم و بر اساس آن تصمیم می گیریم و حرکت می کنیم. این ادراک و توجه نیز به علت عدم سنخیت شیطان با آن، در امان است.

توجه وهمی، خیالی که همان عقلِ فروکاسته است. مثلا فردی می گوید: اگر خدا رحمت مطلق است باید عطایش کامل باشد. در جواب عقل می گوید: رحمت این نیست که هر چه هر که بخواهد به او بدهند ، بلکه این در شرایطی ممکن است عین ظلم باشد.

 

ط- گمراه کردن انسان در پنج مرحله

طبق موارد ذکر شده این طور استنباط می شود که ، در طی پنج مرحله شیطان انسان ها را همانند خودش می سازد16:

1-      کمین ؛ « لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ‌ »17

2-      هجوم و محاصره ؛ « ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمَانِهِمْ وَ عَنْ شَمَائِلِهِمْ وَ لاَ تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ »18

3-      الهام و وحی ؛ « إِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِیَائِهِمْ »19

4-      نزول ؛ « فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ »20

5-      اغوا و اغفال ؛ « الشیطان یجری فی ابن ادم مجری الدم فضیّقوا مجاریه بالجوع »

ی- ابزار های شیطان

1– اضلال و اغوا:

«کَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیَاطِینُ فِی الْأَرْضِ حَیْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ یَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى»21 مانند کسی که فریب و اغوای شیاطین او را در زمین سرگردان ساخته است. او را یارانی است که شخص را به سوی خود هدایت می کند .

2-فتنه گری:

 شیطان فتنه گر است. «لاَ یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطَانُ کَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ»22 ای فرزندان آدم، به فتنه گری شیطان و حیله های او فریفته نشوید تا شما را از حریم ولایت خدا و اولیای خدا خارج نسازد، همانطور که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد.

3-تعلیم باطل:

تعلیم اعمالی نظیر آموزش قتل به قابیل ، قمار کردن و ساختن ابزار و آلات آن ، آموزش ساخت منجنيق برای به آتش انداختن ابراهیم ،ساختن خمر و شراب و مسکر خوردن ، غنا و ملاهی و همچنین تعلیم دادن سحر و جادو از آموزه های شیطان است . « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصَابُ وَ الْأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ‌ »23 ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، به درستیکه خمر و قمار و بت ها و تیرهای قرعه و قدح های برد و باخت، همگی ناپاک و از اعمال شیطان است، پس اجتناب و دوری نمایید تا رستگار شوید.

4- دعوت به آرزوهای طولانی :

یکی از شگردهای شیطان این است که انسان ها را به آرزوهای طولانی و غیرواقعی وادار می کند و نتیجه ی این چنین آرزوهایی در انسان، غفلت از حق تعالی و علاقه ی شدید به دنیا و دلبستگی به مظاهر آن است. در حدیثی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: من از دو چیز برای شما بیشتر می ترسم. پیروی از هوای نفس و آرزوهای طولانی. زیرا پیروی از هوای نفس، موجب جدایی از حق می شود و آرزوهای طولانی، موجب فراموشی آخرت می گردد .24

5- دعوت به تبذیر و اسراف:

زیاده روی در مصرف از نعمت ها و اموال، به صورت پراکنده نمودن و دور ریختن و هدر رفتن آنها است. خداوند می فرماید: «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ وَ کَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ کَفُوراً»25 ؛ به درستیکه اهل اسراف و تبذیر، برادران شیطان هستند که او نسبت به نعمت های خداوند کفور و ناسپاس می باشد.

6- ایجاد تفرقه و اختلاف :

«إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ‌»26 بدرستیکه شیطان می خواهد که بین شما دشمنی و کینه را با مصرف مشروب و مسکر و قمار ایجاد کند و شما را در نتیجه از یاد و ذکر خداوند باز دارد و از نماز جلوگیری شود. پس آیا شما توجه به راز نهی از اطاعت شیطان دارید و نهی خداوند را در تحریم شراب مسکر و قمار حرام پذیرا هستید؟

7- وعده های دروغین ، وعده ی فقر :

 «الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَ اللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً»27؛ یکی از عملکردهای اوست که انسان را به میعاد فقر و استخاف می کشاند.

ک-ملزومات مبارزه با شیطان

نتیجه ای که از بررسی ماهیت و شناخت شیطان و روش او بدست می آید این است که :

با وجوداینهمه راه برای نفوذ شیطان ، ما باید در مقابل هر امر به منکرِ شیطان، دهها امر به خیر باقوت و شدت بیشتر در هستی جاری سازیم . یادمان نرود اگر او هست، در طرف دیگر تمام نفوس انبیا و اولیای الهی و عالمان ربانی و ملائکه هستند که القاء خیر می کنند. یک ولیّ خدا مثل سلمان برای مقابله با کل سپاه شر کفایت می کند. بر همین اساس خداوند می فرماید : “انّ کید الشیطان کان ضعیفا”

– توسل به ائمه بزرگترین عامل نجات از شیطان :از آنجا که بزرگترین مبارزان و فاتحان بر شیطان اهل بیت بوده اند، توسل به دامن آنها به طور جدّی بهترین راه نجات از چنگ شیطان است.در این میان، دستگاه آقا اباعبدالله الحسین، وسیع ترین کشتی نجات را دارد.

– توجه به معنای حقیقی توبه:می دانیم که کار های خیر و شر ما ابتدایی نیست. یعنی گاهی کار بدی انجام می دهیم ، از ما سلب توفیق می شود و در پی آن کار بد دیگری می آید. با این وصف ما باید در سیکلِ بدی ها بیفتیم و به سرعت به قهقرا سقوط کنیم. اما چرا چنین نمی شود. علت این است که پس از هر گناه خداوند از روی رحمت واسعه اش به سوی ما برمی گردد و این خود حالتی از پشیمانی در ما به وجود می آورد و به توبه می انجامد. پس در حقیقت توبه ما انعکاسی از توبه و بازگشت خداوند به سوی ماست. سپس او توبه ما را می پذیرد و می بینیم که توبه ما در میان دو توبه پروردگار پیچیده شده است. در مورد ذکر و محبت الهی نیز این امر صادق است . بنابراین توجه به این کیفیت، حال آدمی را دگرگون می کند؛ حالتی که خداوند عاشق است و تو معشوق. همین توجه عاشقانه به خداوند واهل بیت و سیره آنها، کمر شیطان را می شکند.

– ترک قضاوت های عجولانه :باید تمرین کنیم تا امری برایمان یقینی نشده، دست به قضاوت نزنیم. چرا که در این قضاوت ها بذر غیبت و تهمت پاشیده می شود. همین است که پیامبر رحمت وقتی داشتند از عمه شان صفیه جدا می شدند و یکی از صحابی ایشان را می دید به سرعت به او گفتند این عمه ام بود تا به قوه وهم اواجازه قضاوت ندهند. اگر شیطان به صحابی پیامبر طمع ورزیده پس حساب ما مشخص است.

– عفاف و کفاف :امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه می فرمایند: « اللهم ارزق محمد و آل محمد و من أحب محمد و آل محمد العفاف و الکفاف » ؛ عفاف به معنای بروز ندادن تمایلات خویش و کفاف به معنی مصرف به اندازه نیاز واقعی ونه خیالی و وهمی است. مثلا اگر اتومبیل، کارش حمل و نقل است و راحتی و امنیت نسبی هم اهمیت دارد و با 20 میلیون این نیاز تامین می شود ؛ این ماشین های چند صد میلیونی چه معنایی می تواند داشته باشد.

– ضابطه محوری در امور اجتماعی :زندگی انسان باید بر اساس قواعد و ضوابط بگردد، نه بر مدارِ روابط. پارتی بازی علنا در سوره مجادله محکوم شده است. می فرماید « لَّا تجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کَانُواْ ءَابَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتهَم‏ »28؛گروهى را که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، نمى‏یابى که با کسانى که با خدا و پیامبرش دشمنى و مخالفت دارند، دوستى برقرار کنند، گرچه پدرانشان یا فرزاندانشان یا برادرانشان یا خویشانشان باشند .

مشورت خصوصا در مواقع حساس :نباید فراموش کرد که مشورت، مکمل عقل فردی است. مشورت، واجب و عدم انجامآن حرام است. معصوم می فرماید: هرکه خودرأیی کند ، هلاک می شود. جالب اینجاست که در سوره شورا، مشورت را بعنوان مفصَلِ بین حق الله و حق الناس معرفی می کند: « وَ الَّذِینَ اسْتَجَابُواْ لِرَبهِّمْ وَ أَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورَى‏ بَیْنهَمْ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُون‏»29 ؛ آنانکه دعوت پروردگارشان را اجابت می کنند و نماز بر پا می دارند و امورشان در بینشان به مشورت گذاشته می شود و از آنچه روزی شان می کنیم انفاق می کنند.

– احسان به والدین : در هر شرایطی ، از کلید های نجات است .

– برنامه ریزی برای رفع نقطه ضعف های شخصی :هر فردی در هر مقطع از زندگی اش نقطه ضعف های مخصوص خودش را دارد که باید در شناسایی و تضعیف آنها بکوشد. مثلا جوانها بیشتر با شهوت و زینت مورد حمله قرار می گیرند. در موقعیت های مدیریتی، انسان با حبّ مقام آزموده می شود. در نامه امام به مالک نیز آمده: مواظب باش هر جا که از تو تعریف می کنند ، در خط مقدّم تیررس شیطان هستی. پیرها با تفاخر و تکاثر سنجیده می شوند. باید همینطور که شیطان برای اینها برنامه دارد ، ما نیز برای برطرف کردن ضعف هایمان برنامه ریزی کنیم. مخصوصا اینکه ما باید از فضاهایی که ما را در آن ضعف می اندازد دوری کنیم. نباید فراموش کنیم بدست آوردن هیچ چیزی ، به از دست دادن سلامت نفس نمی ارزد. چون ما در درجه اول در مقابل نفس خود مسئولیم. نه اینکه خودخواه باشیم ؛ بلکه نخواهیم چیزی را به قیمت اِفساد نفس خود به دست آوریم.

 

پاورقی :

1-      سوره فاطر؛ آیه 6

2-      سوره یس ؛ آیه 60

3-      سوره اعراف ؛ آیه 16

4-      سوره حجر ؛ آیه 39

5-      خطبه قاصعه (192) ؛ نهج البلاغه

6-      سوره حشر ؛ آیه 16

7-      سوره مجادله ؛ آیه 19-22 و خطبه 22 نهج البلاغه

8-      خطبه 10 نهج البلاغه

9-      خطبه 192 نهج البلاغه

10-   سوره شمس ؛ آیه 8

11-   سوره کهف ؛ آیات 103 و 104

12-   سوره ی نحل ؛ آیه ی 65.

13-   شیطان ظلمتی بر تارک آفرینش، ص 97

14-   سوره اعراف ؛ آیات 16 و 17

15-   بحارالانوار ؛ ج63 ؛ ص274

16-   شیطان ظلمتی بر تارک آفرینش، ص 58

17-   سوره اعراف ؛ آیه 16

18-   سوره اعراف ؛ آیه 17

19-   سوره انعام ؛ آیه 121

20-    سوره زخرف ؛ آیه 36

21-   سوره ی انعام، آیه 70

22-   سوره اعراف ؛ آیه 27

23-    سوره مائده ؛ آیه 90

24-   شیطان ظلمتی بر تارک آفرینش، ص 49

25-   سوره اسراء ؛ آیه 27

26-   سوره مائده ؛ آیه 91

27-   سوره بقره ؛ آیه 268

28-   سوره مجادله ؛ آیه 22

29-   سوره شوری ؛ آیه 38

 

منابع :

–         سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر مهدی نخاولی ؛ دهه اول محرم 92

–         مجیدی، سید محمدهادی، (1389)، جن، شیطان، روح در نگاه عارفان بزرگ، تهران: ماشی، چاپ دوم

–         حائري رضوي ، ابوالحسن ؛ شيطان، ظلمتي بر تارک آفرينش (1383) ؛ نشر الماس

 

ناهید باقر پور

از گروه سیر مطالعاتی رویش وپویش کتاب پردازان




Leave a Reply

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها