Google+

» روحیه جهادی کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
مقاله ۱۲۳: توجيه حماقت، تضعيف خيانت و تکميل کردن رسالت است
hanyhashemi:

بسم الله الرحمن الرحیم باسلام خدا قوت خدا رحمت کند استادصفایی را. ایده ها به فکر همه میرسد مهم این است که چه کسی ان هارا عملی کند


مقاله ۱۱۸: تفکر خلاق با تغییر رفتار
hanyhashemi:

بسم اله الرحمن الرحیم سلام خدا قوت به همگی برای بدست آوردن چیزی که تا حالانداشتی باید کسی باشی که تا حالا نبودی


مقاله ۱۱۰: عادت شتاب‌زدگی در تفکر
hanyhashemi در پاسخ به دشتی جوان:

سلام امیدوارم جواب سئوالتون رو پیدا کرده باشین


مقاله ۹۴: چند تمرين ساده براي کسب مهارت تفکر واگرا
hanyhashemi:

سلام علیکم تمام دست اندرکاران سایت عالی هستین مطالب خیلی مفیدو کاربردی هستن خدا خیرتون بده والسلام علیکم


مقالۀ 81: نگاه جامع و تفکر کل‌نگر
hanyhashemi در پاسخ به مهدیان حسن:

سلام علیکم احسنت سخن به جایی بود.


مقالۀ 4: به‌دنبال بیست پیام مهم
hanyhashemi:

بسم الله الرحمن الرحیم از زحماتتان سپاس گذارم


افسوس‌های تکراری...
hanyhashemi در پاسخ به dastkhat:

یعنی شما برای بهشت کاری انجام میدین؟


جلیل معماریانی: چمران اسطورهٔ آزادی از اسارت‌های دنیا بود
hanyhashemi:

بسم الله الرحمن الرحیم سلام وقتتون بخیرو نیکی من منظورتان را ازمتل شهدا بودن جایگاهی ندارد متوجه نمیشم لطفا بیشتر توضیح بدین ممنون سعادت مند باشید


مقالۀ 1: چرا و چگونه فکر کنیم؟
paeiz:

سلام استاد امروز 97/9/5 من تازه اولین مقاله تفکر رو که نگارش در تاریخ چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰، ساعت ۹:۴۳ شده رو خوندم. هفت سالی عقبم ولی ان شاءالله خودمو میرسونم...به لطف و کمک حضرت صاحب الزمان (عج)


فنون امتحان دادن و روش های مقابله با استرس
Zahranc:

روزه فکری ۱۰ روزه ؛ یعنی اینکه تو این ۱۰روز هیچ فکر منفی نباید بکنیم یا در ساعات مشخصی (از اذان صبح تا شب) فکر منفی نکنیم؟؟؟


archive

روحیه جهادی

نگارش در تاریخ یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۷:۵۱ ؛ بازدید: ۹۹۹ بار
دسته: تجربه‌ها » ارتباط با خود

 

جانبازی در مصاحبه اش نحوه مجروحیتش را می گفت ولحظه لحظه آن تا نزدیک شهادت رفتنش را تعریف کرد
اینطوری بود که اول یه تیر به پایشان خورده آنرا بسته و به راه ادامه داده بعد یه گلوله بزرگ داخل شکمشان رفته وجلز ولز سرد شدنش را شنیده با چند تا گلوله کوچک بازهم ننشسته وپشت سر یکی که جلویش بوده می رفته به نفر جلویی گفته که اون سنگر تیر بار عراقی ها را با آرپیجی بزنه اون آماده شلیک شده و دستش را روی ماشه گذاشته قبل از اینکه شلیک کنه یک خمپاره نزدیکشان خورده وترکش آن خمپاره به نزدیک نخاع این جانباز خورده طوری که انداختش زمین اگر یه لحظه دیرتر می افتاده زمین آتش آرپبجی نفر جلو سر ایشون را ذوب می کرده بعد 5 ساعت روی شکم افتاده بوده تا با ماجراهایی به بیمارستان رسیده همه فکر کردند ایشون شهید شده روده هایشان را در بیمارستان خارج شکم قرار داده بودهند و مدفوع در کیسه ای وارد میشده .
در چند قدمی بهشت بودند البته الان هم هستند اما حس کردم شهادت چقدر آسونه در مقایسه با ماندن ووجنگیدن در جبهه جنگ نرم (خودم را نمی گم کسانی را می گم که در این حوزه مشغول فعالیت هستند در بخش نرم افزاری فکری وفرهنگی استقامت دارند )
الان هم حس جهاد وشهادت میشه وجود داشته باشه



تجربه کننده: .. .

برای نوشتن تجربه اینجا تشریف بیاورید.


2 نفر این مطلب را می پسندند.


|

18 دیدگاه

  1. Zeinab Mortazavi گفت:

    ولي اونقدر ها هم آسون نيست…

    1. Re_Brd گفت:

      برای بعضی از انسان ها خیلی آسونه … :-*

      1. Zeinab Mortazavi گفت:

        وقتي ميگيم انجام يه كارى خيلي آسونه يه جورايي ارزششو كم كرديم بعدميگيم اگه واسشون آسون بوده كه هنر نكردن!!
        منظور من از آسون نبودن،قياسه بين شهادت و موندن و جنگيدن تو جبهه ي جنگ نرمه!
        اشتباهه ما آدما اينه كه گاهي براي بزرگ كردن چيزي ديگري رو كوچيك مي كنيم… :-*

        1. Re_Brd گفت:

          همه ی ما می دانیم که شهادت کار بسیار سختی است. اگر نمی دانستیم از حمله ی یک کشور بیگانه به کشورمان نگران نمی شدیم … ولی وقتی این کار بسیار سخت برای بعضی از انسان ها آسان است نشان می دهد که آن فرد چقدر برگ است که کار به این سختی تا این حد برایش آسان شده است …سختی شهادت جای خودش می ماند ولی به واسطه ی این سختی بعضی ها بزرگ می شوند
          پس نمی توان گفت که شهیدان کار سختی نکرده اند چون شهادت کار آسانی است !!

          1. Zeinab Mortazavi گفت:

            موافقم!
            گفتم كه منظوره من اشتباه بودن قياسه بين شهادت و جنگ نرم كردنه كه كلا قضيش با اوني كه شما ميگين متفاوته :)

    2. le گفت:

      آره اونقدرها آسون نیست
      مثلا یه بار ما یه جایی رفته بودیم تا ساعت یک ودوی شب باید بیدار می بودیم اونم توی محوطه باز با اعمال شاقه مثل ایستادن سرپا ودرهمان حال آموزش دیدن برنامه فرداوصبح زود هم باید بیدار می شدیم مثل سرباز خونه احتمالا سختی های اینجوری
      اما منظورم اینه که در مقابل اون بهشتی که میگیره آسونه ودر مقایسه با کسی که فقط یک لحظه درد جراحت می بینه و راحت میشه کسی که دائما داره کار میکنه و کارش هم ظریفتره آسونتره
      جهاد اکبر (جهاد بانفس)وجهاد اصغر
      خداتوفیق هردوی آن ها را به من بده انشاءالله
      البته می دونم در کارهای خونه هم میشه از این روحیه جهادی استفاده کرد(باالهام از آموزش های کلاس بهره وری فردی :)

      1. Zeinab Mortazavi گفت:

        شهادت خيلي فراتره از اون درد جراحتي كه شما كه ميگين!!
        دل كندن از تعلقات كار آسوني نيست در حد حرفه كه ساده است…

        1. le گفت:

          حرف حساب جواب نداره متشکرم از جواب های درستی که دادید
          موضوع اصلی توی این تجربه برای من کشیدن روحیه شهادت طلبی و جهاد به زندگی روزمره فردی و جمعی خودم بود ،
          اینم درسته که آخرش به این ختم میشه که اونها کاری نکردن و در حرف زدن دل کندن از تعلقات راحته ( آیا اگه الان جنگ بود و می گفتند بیایید جبهه ما نمی رفتیم؟می رفتیم چون از اون ها یاد گرفتیم که از تعلقات بگذریم)
          واینم درسته که بخاطر بالا بردن ارزش یک چیز ارزش چیز دیگه را آوردم پایین .
          خدا خیرتان بدهد گفتید
          و در پایان چند تا سوال :
          شهادت یعنی چه ؟
          تفاوت شهادت امام حسین با سایر کشته های جهان چیست ؟در جهان به قول شهید مطهری اتفاقات وحشیانه تری رخ داده مثلا زنده زنده سوزاندن چرا آن ها اینقدر ارزش ندارند ؟حقیقت پشت این شهادت چیست؟
          قلم علما از خون شهدا برتر است یعنی چه ؟
          خون شهید چرا ا ثر دارد و چه اثری دارد که امام حسین بااینکه عالمترین فرد هستند می گویند اگر باقی ماندن دین رسول الله به ریخته شدن خون من است ای شمشیرها من را در بر گیرید؟
          من چگونه شهید شوم؟چگونه لیاقت آن را پیدا کنم ؟

          1. مهدیان احسان گفت:

            سلام
            اگه روی لغت شهید دقت کنید شاید به نتایجی برسید.

      2. le گفت:

        کسی که روی نام این تجربه کلیک کرده حتما به موضوع جهاد وشهادت علاقه داشته ،پیشنهاد می کنم تجربه با نام پس ای کوسه ها مرا دریابید_مدلسازی سرعت عمل و فرصت یابی را بخواند. اونجا روش بیان اصلاح شده و خاطره عبرت آموزی از یک شهید هست .
        این هم لینکش :
        :http://ketabpardazan.com/new/?p=20489
        باتشکر

  2. Re_Brd گفت:

    زیبا بود .

  3. 1846735 گفت:

    برای انسان های آزاده نظیر این جانباز عزیزمون واقعا آسونه :-*

  4. dustkam گفت:

    پیشنیاز جهاد اکبر جهاد اصغر است .آنهایی که اینگونه رفتند از خود شروع کردند .از درون شروع کردند و به برون رسیدند.در واقع شهادت تجلی جهاد اصغر است.

    1. مهدیان احسان گفت:

      فکر کنم اشتباهی سهوی رخ داده. جمله دقیق و درستی فرمودید به شرط اینکه همه “اکبر”ها در جمله شما تبدیل به “اصغر” بشه و بالعکس.

  5. yegy گفت:

    خيلي زيباست كه فردي به درجه بالايي از فهم و درك خداوند برسه بتونه همه تعلقاتش رو كنار بزاره بعد بياد بجنگه برايه اسايش مردمش…..
    الهي بدهي بركت است ندهي حكمت است….

  6. s.a.piade گفت:

    سلام ببخشید من مدت هاست یک سوالی درباره شهادت به ذهنم رسیده حالاکه لطف کردید و این مطلب رو گذاشتید با اجازه دوستان مطرح می کنم:
    شهید شدن بهتره یا زنده بودن و به اسلام و مسلمان ها خدمت کردن؟ اگر آدم های خوب مثل شهید مطهری, شهید بهشتی, شهید رجایی, شهید صیاد شیرازی و… زنده می موندن وضع خیلی بهتر نمی شد؟ آخه اگه همه آدمای خوب برن خیلی طول می کشه تا جایگزین پیدا بشه ای کاش بودن و دلاورایی مثل خودشون تربیت می کردن

    1. yegy گفت:

      سلام دوست من
      راستش هم شهيد شدن خوبه هم زنده بودن و براي اسلام ايستادن….
      اما هر كدوم به وقتش شهدات خيلي بالاست ولي اگه امثال شهيد مطهري به شهدات نميرسيدند امكانش بود اون استاد مطهري كه استوره ماست نمونن چون : هر چيزي حكمت داره ايشونم انسان بودن و جايز الخطا….
      هنينطور جامعه نياز داره به شهيد براي درس گرفتن ازشون….
      ماها خيلي راحتر حرف كسايي كه شهيد شدند و نيستند قبول ميكنيم تا اساتديد حاظر رو….
      پس اينا ها همه حكمت الهي…..

    2. le گفت:

      سلام
      نظرمن هم در ادامه صحبت دوستمون اینه که :
      با خودم می گفتم مثلا کسی مثل استاد ارزش کارش از شهید شدن بالاتره مثل حالت برتر بودن قلم از خون شهید اما دوستان که نظراتشان را می بینید گفتن نباید به خاطر بالا بردن یه چیز یه چیز دیگه را پایین بیاریم طوری که منجر به این بشه که بگیم شهدا که کاری نکردند.
      باید ببینه اون لحظه وظیفه اش چیست ؟ مثلا استاد زمان جنگ جبهه رفتن اما خدا نخواسته اونجا شهید بشه خدا خواسته استاد بیاد در زمینه فرهنگی کار کنه .
      اما این که ما برای خودمان چی بخواهیم ؟شاید این درست باشه که بخواهیم عاقبتمان ختم به شهادت بشه انشاء الله (چون بالاخره که همه می میرند چه خدمت به اسلام بکنند چه نکنند)
      ولی اگه در دیر و زود شهید شدن باشه سوال خوبیه که باید از یکی پرسید.
      فقط من این را شنیدم که یکی از علما در جواب محافظ رهبر که درخواست دعا برای شهید شدن داشته گفته دعا می کنم باشید و خدمت به رهبر کنید(شاید کمتر از شهادت نیست )
      و استادی هم می گفت خدایا هر طور خودت دوست داری مرا شهید کن (و هر زمان)
      ائمه هم شهید شدند و هیچکس هم نمی تواند جای آن ها رابگیرد .آیا کم کاری ما شیعیان منجر به شهادت ان ها نشده ؟

پاسخی بگذارید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

مطالب مرتبط
برچسب ها