Google+

» فکرآورد ۳۰: چرا خدا ما را شلاق می‌زند؟ کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
مقاله ۱۲۳: توجيه حماقت، تضعيف خيانت و تکميل کردن رسالت است
hanyhashemi:

بسم الله الرحمن الرحیم باسلام خدا قوت خدا رحمت کند استادصفایی را. ایده ها به فکر همه میرسد مهم این است که چه کسی ان هارا عملی کند


مقاله ۱۱۸: تفکر خلاق با تغییر رفتار
hanyhashemi:

بسم اله الرحمن الرحیم سلام خدا قوت به همگی برای بدست آوردن چیزی که تا حالانداشتی باید کسی باشی که تا حالا نبودی


مقاله ۱۱۰: عادت شتاب‌زدگی در تفکر
hanyhashemi در پاسخ به دشتی جوان:

سلام امیدوارم جواب سئوالتون رو پیدا کرده باشین


مقاله ۹۴: چند تمرين ساده براي کسب مهارت تفکر واگرا
hanyhashemi:

سلام علیکم تمام دست اندرکاران سایت عالی هستین مطالب خیلی مفیدو کاربردی هستن خدا خیرتون بده والسلام علیکم


مقالۀ 81: نگاه جامع و تفکر کل‌نگر
hanyhashemi در پاسخ به مهدیان حسن:

سلام علیکم احسنت سخن به جایی بود.


مقالۀ 4: به‌دنبال بیست پیام مهم
hanyhashemi:

بسم الله الرحمن الرحیم از زحماتتان سپاس گذارم


افسوس‌های تکراری...
hanyhashemi در پاسخ به dastkhat:

یعنی شما برای بهشت کاری انجام میدین؟


جلیل معماریانی: چمران اسطورهٔ آزادی از اسارت‌های دنیا بود
hanyhashemi:

بسم الله الرحمن الرحیم سلام وقتتون بخیرو نیکی من منظورتان را ازمتل شهدا بودن جایگاهی ندارد متوجه نمیشم لطفا بیشتر توضیح بدین ممنون سعادت مند باشید


مقالۀ 1: چرا و چگونه فکر کنیم؟
paeiz:

سلام استاد امروز 97/9/5 من تازه اولین مقاله تفکر رو که نگارش در تاریخ چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰، ساعت ۹:۴۳ شده رو خوندم. هفت سالی عقبم ولی ان شاءالله خودمو میرسونم...به لطف و کمک حضرت صاحب الزمان (عج)


فنون امتحان دادن و روش های مقابله با استرس
Zahranc:

روزه فکری ۱۰ روزه ؛ یعنی اینکه تو این ۱۰روز هیچ فکر منفی نباید بکنیم یا در ساعات مشخصی (از اذان صبح تا شب) فکر منفی نکنیم؟؟؟


archive

فکرآورد ۳۰: چرا خدا ما را شلاق می‌زند؟

نگارش در تاریخ جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱:۰۰ ؛ بازدید: ۱,۱۳۵ بار
دسته: هدیه روز

بسم الله الرحمن الرحیم

اين خصوصيت، مربوط به موجودات زنده بالاخص انسان است كه سختي‌ها و گرفتاري‌ها مقدمۀ كمال‌ها و پيشرفت‌هاست. ضربه‌ها، جمادات را نابود می‌سازد و از قدرت آنان می‌كاهد؛ ولی موجودات زنده را تحريك می‌كند و نيرومند می‌سازد: «بس زيادت‌ها كه اندر نقص‌هاست.» مصيبت‌ها و شداید برای تكامل بشر ضرورت دارند. اگر محنت‌ها و رنج‌ها نباشد، بشر تباه می‌گردد. قرآن كريم می‌فرمايد:

                                لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في كَبَد؛

                               همانا انسان را در رنج و سختی آفرينش داده‌ايم.

آدمی بايد مشقت‌ها تحمل كند و سختي‌ها بكشد تا هستی لايق خود را بيابد. تضاد و كشمكش، شلّاق تكامل است. موجودات زنده با اين شلاق راه خود را به‌سوی كمال می‌پيمايند. اين قانون، در جهان نباتات، حيوانات و بالاخص انسان صادق است.

مرتضی مطهری، مجموعه‌آثار، ج۱: عدل الهی، ص۱۷۶.

می‌توانید برای نمونه، چند تا از این شلاق‌ها را نام ببرید؟ تا حالا از این شلاق‌ها خورده‌اید؟ اصلاً قبول دارید که خدا هم شلاق به دستش می‌گیرد؟


6 نفر این مطلب را می پسندند.


12 دیدگاه

  1. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

    شهیدمطهری در ادامه این‌طور مثال زده است:
    اميرالمؤمنين علی(علیه‌السلام) در يكی از نامه‌های خود كه به عثمان‌بن‌حُنيف، فرماندار خويش در بصره، نوشته‌اند، اين قانون بيولوژيك را گوشزد می‌كنند كه: در ناز و نعمت زيستن و از سختي‌ها دوری‌گزيدن، موجب ضعف و ناتوانی می‌گردد و برعكس، زندگی‌كردن در شرايط دشوار و ناهموار، آدمی را نيرومند و چابك می‌سازد و جوهر هستی او را آبديده و توانا می‌گرداند. اين پيشوای بزرگ در اين نامه، فرماندار خود را نكوهش می‌كند كه چرا در مجالس شب‌نشينی اشراف شركت كرده و در محفلی كه بينوايان را در خود نپذيرفته و تنها ثروتمندان را در خود جای داده است، گام نهاده است و به همين مناسبت، زندگی سادۀ خويش را شرح می‌دهد و از پيروان خود و مخصوصاً اعضای دولت خود می‌خواهد كه به شيوۀ او تأسی جويند.
    آنگاه برای اينكه راه بهانه‌جویی را ببندد، توضيح می‌دهد كه شرايط ناهموار و تغذيۀ ساده، از نيروی انسان نمی‌كاهد و قدرت را تضعيف نمی‌كند. درختان بيابانی كه از مراقبت و رسيدگی مرتب باغبان محروم می‌باشند، چوب محكم‌تر و دوام بيشتری دارند. برعكس، درختان باغستان‌ها كه دائماً مراقبت شده‌اند و باغبان به آن‌ها رسيدگی كرده است، نازك‌پوست‌تر و بی‌دوام‌ترند:
    ألا وَ انَّ الشَّجَرَةَ الْبَرِّيَّةَ أصْلَبُ عوداً وَ الرَّوائِعَ الْخَضِرَةَ أرَقُّ جُلوداً وَ النَّباتاتِ الْبَدَوِيَّةَ أقْوى وُقوداً وَ أبْطَأُ خُموداً؛
    خداوند متعال در قرآن كريم می‌فرمايد:
    وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‌ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ؛
    حتماً شما را با اندكی از ترس، گرسنگی و آفت در مال‌ها و جان‌ها و ميوه‌ها می‌آزماييم و مردان صبور و بااستقامت را مژده بده.
    يعنی بلا‌ها و گرفتاري‌ها برای كسانی‌كه مقاومت می‌كنند و ايستادگی نشان می‌دهند، سودمند است و اثرات نيكی در آنان به وجود می‌آورد؛ لذا در چنين وضعی، بايد به آنان مژده داد.

  2. زیتون گفت:

    هوالاعلی
    کمبود این سبک تفکر به شدت در زندگی امروز بشر احساس می شه و ترویج ان جای قدردانی داره…..
    یکی از شلاق هایی که خوردم درکنکور بود که باوجود تلاش بسیار زیاد و رتبه عالی به طور معجزه آسایی رشته موردنظرم رو فبول نشدم،قطعا پشت این داستان شلاق خدا نهفته بود چون قبلش با خدا طی کرده بودم که خدایا نگاه به رتبه ام نکن و هر چی که خودت می خوای قبول شم…..
    البته من این شلاق خدا رو نمودی از لطف می دونم……….

  3. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

    با تصور خدای شلاق‌به‌دست، آدم مورمورش می‌شود. یک لحظه فکر کردم شیر توی سیرکم.
    :)

    1. مهدیان احسان گفت:

      کلمه شلاق بار مثبتی ندارد. همینطور ترکیب خدای شلاق به دست.
      من با بیان استاد صفایی موافق ترم:
      زیر پایمان را داغ می کنند تا راه بیفتیم…

      1. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

        پس خدای مشعل‌به‌دست؟!

        1. مهدیان احسان گفت:

          خیر اگر دقت بفرمایید هم به کلمه اعتراض کردم و هم به ترکیب وصفی.
          و جمله استاد صفایی هردو را مرتفع می کند چون اولا کلمه‌ی با بار منفی شلاق را ندارد و ثانیا با استفاده از فعل “می‌کنند” توجه ذهن را از مالک به ملکوت انتقال داده اند تا وصف مستقیم برای خداوند نیامده باشد.
          ملکوت یعنی تمامی عوامل هستی تحت امر خداوند.
          البته اصرار شما را برای ایجاد چنین ترکیبی نمیدانم.
          با تشکر مجدد از زحمات شما در قسمت بسیار خوب فکرآورد، بنده موافقم که تعابیر بزرگان را ساده سازی کنیم اما نظرم این است که در حین این کار دقت ها در تعابیر نباید حذف شوند.

    2. حمید حسینی گفت:

      سلام و تشکر از مطلب زیبای فکرآورد .
      گاهی فاصله آنچه از سخن ما برداشت میشه تا اون چیزی که مقصود ماست از زمین تا آسمونه !
      شیر در سیرک ! شلاق ، هدف ؟ نتیجه برای شیر ؟ اما
      انسان در جهان ، سختی ها ، رستگاری و …
      فکر کنم تشبیه درستی نباشه .

  4. 1846735 گفت:

    من شلاق نمیگم میگم پس کله ای چون از این پس کله ای یه چند باری خوردم وحالا درس گرفتم ازشون بدجور

    1. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

      چند نمونه از این پس‌کله‌ای‌ها را می‌گویید ما هم استفاده کنیم؟
      تشکر

  5. ناظم صفاری گفت:

    هو اللطیف
    با خواندن این مطلب این آیات در ذهنم تداعی شد، که اولین بار در کتاب استاد صفایی با تفسیر تربیتی زیبای آن آشنا شدم. (کتاب صراط)
    بسم الله الرحمن الرحیم
    أحسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون؟!…(عنکبوت/2)
    و لقد فتنا الذین من قبلهم…
    فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین… (عنکبوت/3)

    آیا خیال می‌کنید با ادعای ایمان رهایتان می‌کنند، در حالی که به کوره نرفته‌اید و حرارت ندیده‌اید که خالص بشوید و ناخالصی‌ها را از دست بدهید…

    زندگی سراسر تربیت است و تربیت است و تربیت…
    کلاس است و کلاس است و کلاس…
    امتحان است و امتحان است و امتحان…
    .
    .
    .
    و اما نمرات ما؟!

  6. سوره عیوضی گفت:

    چه خدای ترسناکی
    شلاق به دست
    یاد معلم دبستانمون افتادم: بچه‌های تنبل کلاس رو لای انگشتا مداد میذاشت و فشار میداد.یکی از اونا از ترسش اون سال شاگرد اول شد.
    ولی سال بعد رو تو 3سال گذروند
    میگفت هیچی از درسای پارسال یادم نمیاد

  7. showkati گفت:

    من با “زیر پایمان را داغ می کند تا راه بیفتیم…” موافقم و به نظرم مصداق آن برای من همه ی لحظاتی است که در پیچیدگی های دنیا به انسان ها رو می آورم ولی حرکت من زمانی آغاز می شود که متوجه می شوم به سرپناهی اشتباهی رو اورده ام،آنوقت به خدا توکل می کنم و حرکتم آغاز می شود.

پاسخی بگذارید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

مطالب مرتبط